لَهُمْ بِهِ عَمَلٌ صالِحٌ
.
اين قسمت راجع به رنج و مشقت بدنى است ، يعنى : اين نبودن حق تخلّف براى آن است كه : به آنها هيچ تشنگى و رنج و گرسنگى در راه خدا نميرسد و بجايى قدم نمىنهند كه كفار را بخشم آورد و از دشمن بمطلوبى مانند كشتن ، مجروح كردن و غنيمت گرفتن نمىرسند مگر آنكه در مقابل همهء اينها براى آنها عمل صالح در پيش خدا نوشته خواهد شد زيرا كه :
إِنَّ اللَّهَ لا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ
.
121 -
وَ لا يُنْفِقُونَ نَفَقَةً صَغِيرَةً وَ لا كَبِيرَةً وَ لا يَقْطَعُونَ وادِياً إِلَّا كُتِبَ لَهُمْ
.
اين بيشتر راجع به انفاق در راه جنگ است مراد از قطع وادى گذشتن و پيمودن راه است ، اين كارها نيز در دفتر آنها ثبت مىشود تا خدا بهتر از اعمالشان به آنها پاداش دهد آرى
لِيَجْزِيَهُمُ اللَّهُ أَحْسَنَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ
.
نكتهها
مشروح ماجراى تخلف كنندگان :
ماجراى تخلّف آن سه نفر از جنگ تبوك در صحيح بخارى جزء ششم باب اول از عبد اللَّه بن كعب بن مالك چنين نقل شده است ، عبد اللَّه مىگويد : از پدرم شنيدم كه مىگفت من در هيچ جنگى كه رسول خدا در آن شركت داشت تخلّف نكردم مگر در جنگ تبوك ، من در جنگ « بدر » هم نبودم ولى كسى براى نبودن در آن جنگ عتاب نشد . من در بيعت عقبه شركت كردم و با رسول خدا با اسلام پيمان بستيم كه در نظر من از « بدر » مهم است .
در جنگ تبوك از همه وقت قويتر بودم و شركت در جنگ براى من از