119 - اى كسانى كه ايمان آوردهايد از خدا بترسيد و با راستان باشيد .
120 - بر اهل مدينه و باديهنشينان اطراف آنها ، نرسد كه از رسول خدا تخلف كنند و به سبب اشتغال به خود از او اعراض نمايند ، زيرا هيچ عطشى و رنجى و گرسنگى در راه خدا به آنها نمىرسد و به جايى كه كفار را خشمگين كند قدم نمىنهند و از دشمنى به مطلوبى نمىرسند مگر آنكه براى آنها عمل صالح نوشته مىشود زيرا خدا پاداش نيكوكاران را تباه نمىكند .
121 - و هيچ نفقهء كوچك و بزرگى انفاق نمىكنند و هيچ راهى نمىپيمايند مگر آنكه براى آنها ثبت مىشود تا خدا بهتر از آنچه مىكردهاند اجرشان دهد .
كلمهها
اولى قربى : صاحبان قرابت . ( خويشاوندان ) الجحيم : جحيم : آتش بزرگ . « الجحيم كل نار عظيمة فى مهواة » .
موعده : موعد و موعده ؛ وعده . مصدر ميمى است .
اواه : تأوه و تأويه : اظهار درد و ناراحتى . اوه كلمهايست كه در مقام ناليدن از فشار و درد گفته مىشود ، اواه صيغهء مبالغه است بسيار تضرع كن ، آن در آيه از آثار رقت قلب و مهربانى است .
حليم : حلم : بردبارى و عقل . حليم : بردبار از روى عقل .
يزيغ : زيغ : انحراف از حق . بعضى مطلق ميل گفتهاند ولى در قرآن به معنى ميل از حق به كار رفته است .
رءوف : رأفة را بعضى رحمت شديد و بعضى مطلق رحمت گفته است ، گويند رأفت نسبت به كسى كه گرفتار باشد ولى رحمت اعم است .
خلفوا : يعنى مانده شدند و با جنگجويان به جهاد نرفتند .
رحبت : رحب : وسعت و فراخى . « رحبت » : فراخ شد .