است يعنى با اخذ زكات روح آنها را از آلودگى پاك كرده و به آنها رشد ايمان و درك و بينش مىدهى ،
صَلِّ عَلَيْهِمْ
حاكى است كه به وقت گرفتن زكات بر آنها و اموالشان به خير و بركت دعا كن ، از عادت آن حضرت بود كه به زكات دهنده و مالش به خير و بركت دعا مىكرد .
در مقام تعليل آمده كه دعاى تو مايهء آرامش آنهاست چنان كه « سميع و عليم » بودن خدا نيز آرامش ديگر است كه خدا دعاى آن حضرت را مىشنود و از اعمالشان آگاه است .
104 -
أَ لَمْ يَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ هُوَ يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِهِ وَ يَأْخُذُ الصَّدَقاتِ وَ أَنَّ اللَّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ
.
اين آيه براى تشويق به دادن زكات و صدقات است ، خدا در اين آيه دست پيامبر و دست گيرندهء زكات را دست خود فرض كرده و خود را در جاى او گذاشته است و اين مىرساند كه بايد اولا عمل را بسيار بزرگ و با اهميت دانست و ثانيا طرف را تحقير نكرد ، ذكر توبه در اين آيه ظاهرا براى آن است كه صدقه در تطهير انسان مانند توبه است لذا قبلا توبه را فرموده و سپس با دو اسم تواب و رحيم آيه را تمام كرده است .
در كافى از امام صادق عليه السّلام نقل شده است خدا مىفرمايد : براى گرفتن هر چيزى غير خودم را وكيل كردهام جز صدقه كه خودم با دست خود آن را اخذ ميكنم حتى شخص يك دانه خرما يا نصف دانهء خرما را صدقه مىدهد من آن را تربيت مىكنم مانند كسى كه بچّهء خود را تربيت مىكند ، در نتيجه آن يك دانه و نصف دانه روز قيامت مىآيد كه به بزرگى كوه احد و بزرگتر از آن است « 1 » .
هامش
( 1 ) در صافى از
كافى عن الصادق ( ع ) ان اللَّه يقول ما من شىء الا و قد وكلت به من يقبضه غيرى الا الصدقة فانى اتلقفها بيدى تلقفا حتى ان الرجل ليتصدق بالتمرة او بشق التمرة فاربيها له كما يربى الرجل فلوه و فصيله فياتى يوم القيامة و هو مثل احد و اعظم من احد .