گروه اولى هجرت كرده و بعد از گروه اولى به انصار پيوستهاند .
به نظر مىآيد : همهء اينها و حكم
رَضِيَ اللَّهُ . . .
يك مسئله گذشته و تمام شده است و به آيندگان شامل نيست ، لفظ « من » در
مِنَ الْمُهاجِرِينَ
براى تبعيض است و حكم
رَضِيَ اللَّهُ
شامل همهء آنها نمىباشد ، زيرا به قول الميزان قرآن مىگويد : بعضى از مهاجر و انصار ، مريض القلب ، بعضى اطاعت كننده از منافقان ، بعضى فاسق و بعضى از كسانى بودند كه رسول خدا از آنها بيزارى كرد ، لازم است در اينجا چند نكته را در نظر گرفت .
اول : اولون تا كجا بودند ؟ به قولى آنها هستند كه به دو قبله نماز خواندند يعنى تا هفده ماه بعد از هجرت همه سابقون الاولون بودهاند ، در قول ديگر مراد همانها هستند كه در بيعت رضوان ( بيعت حديبيه ) حاضر بودند ، پس از آن هر كه اسلام آورد و هجرت كرد از مهاجر و انصار اولى نيست ، به قولى آنها اهل « بدر » هستند و در قول ديگر مسلمانان قبل از هجرت مىباشند ولى به نظر مىآيد :
كسانى باشند كه تا جنگ بدر ، جنگ سرنوشت ساز ايمان آورده بودند زيرا اسلام آوردن تا آن موقع امتياز خاصى داشت و تا آن موقع اسلام جا نيفتاده بود ، آيهء :
. . . لا يَسْتَوِي مِنْكُمْ مَنْ أَنْفَقَ مِنْ قَبْلِ الْفَتْحِ وَ قاتَلَ أُولئِكَ أَعْظَمُ دَرَجَةً مِنَ الَّذِينَ أَنْفَقُوا مِنْ بَعْدُ وَ قاتَلُوا وَ كُلًّا وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنى . . .
حديد / 10 مىتواند براى اين آيه نوعى بيان باشد به نظرم مراد از فتح ، پيروزى « بدر » باشد .
دوم : رضايت و خوشنودى خدا و وعدهء بهشت در صورتى تداوم داشت كه آنها تا آخر عمر در ايمان باقى بمانند و اگر كسى منحرف ميشدند ، رضاى خدا به غضب و آتش جهنم مبدل مىشد مثلا اگر فرض شود آيه شامل طلحه و زبير و امثال آنها بود ، چون بعدا منحرف شدند از شمول آيه بيرون رفتند زيرا رضاى خدا بسته است به آنكه بنده پيوسته در طاعت باشد ، نمىشود گفت : خدا از آنها راضى شده و لو بعدا كافر هم شوند و يا لفظ
رَضِيَ اللَّهُ . . .
دلالت دارند كه انحراف