حتى لفظ عليم و حكيم هم روشن نمىكند كه مآل كار آنها چگونه خواهد بود ، در تفسير عياشى از حضرت باقر عليه السّلام نقل شده : آنها مشركانند كه حمزه ، جعفر و امثال آنها از مؤمنان را كشتند سپس داخل اسلام شده خدا را يكتا دانستند و شرك را رها كردند ، ايمان ( واقعى ) نياوردند تا بهشت بر آنها حتمى گردد ، كافر واقعى هم نشدند تا آتش بر آنها واجب شود ، آنها در همين حال به سر مىبرند و براى امر و فرمان خدا به تأخير افتادند تا دربارهءشان چه دستورى فرمايد . . .
در اين زمينه روايات ديگرى نيز در همين مضمون وارد شده است ، خلاصه ، اين آيه تطبيق مىشود بر كسانى كه ميان مؤمن واقعى و كافر واقعى مثل برزخ قرار گرفتهاند در قاموس قرآن ذيل كلمهء ضعف و مستضعف گفتهايم كه مصاديق اين آيه غير مستضعفين است كه در آيهء 98 سورهء نساء آمده است زيرا دربارهء آنها فرموده :
فَأُولئِكَ عَسَى اللَّهُ أَنْ يَعْفُوَ عَنْهُمْ . . .
و اينكه در كشاف و غيره نقل شده : اين آيه در بارهء آن سه نفر است كه از جنگ تبوك تخلف كردند ، درست نيست بلكه توبهء آنها پذيرفته شد و در آيات بعدى خواهد آمد .
نكتهها
ابو لبابه :
در رابطه با آيهء
وَ آخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ . . .
در ذيل آيه 27 از سورهء انفال گفتيم كه جريان ابو لبابه در تفسير اين آيه خواهد آمد ، در مجمع البيان از ابو حمزهء ثمالى نقل شده به ما چنين رسيده كه
آخَرُونَ اعْتَرَفُوا . .
سه نفر از انصار بودند بنام ابو لبابه عبد المنذر و ثعلبة بن وديعه و اوس بن حذام كه وقت خروج حضرت به « تبوك » از آن بزرگوار تخلّف كردند ، بعد پشيمان شده خود را به ستون مسجد بستند و قسم خوردند كه فقط بايد رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله آنها را باز كند ، حضرت پس از برگشتن