قربات : قرب : نزديكى همچنين است قربة . طاعت را قربت گويند كه مايهء تقرب به خداست . قربات : طاعتها و مايههاى تقرب .
صلوات : صلوة دعا . جمع آن صلوات است « صلوات الرسول » : دعاهاى رسول صلّى اللَّه عليه و آله .
مردوا : مرد : عارى بودن و مستمر بودن . شجر امرد : درخت خالى از برگ ، شاب امرد : جوان بى ريش . « مرد على الشيء : استمر عليه » على هذا
مَرَدُوا عَلَى النِّفاقِ
يعنى به نفاق عادت كردهاند و در آن پيوستهاند .
آخرون : آخر ( بفتح - خ ) : ديگرى ، آخرون : ديگران ، آخر ( بكسر - خ ) : مقابل اول ، آخرون : به آخر ماندگان .
سكن : ( بر وزن شرف ) : آرامش و حمل آرامش ، مراد معناى اول است .
تواب : بسيار توبه كننده آن در قرآن پيوسته صفت خدا آمده است جز در آيهء
إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ
بقره : 222 ، توبه از بنده ، برگشتن به سوى خدا و از خدا برگشتن به سوى بنده است :
مرجون : ارجاء : به تأخير انداختن . « ارجى الامر : اخره » مرجون :
تأخير انداخته شدگان .
شرحها
در تعقيب مطالب گذشته در اين آيات شش گروه از نظر حق پرستى و عصيان بررسى و مآل كار آنها ذكر شده است اول : اعراب باديهنشين كه ضد انقلاب بوده و در راه هدايت وارد نمىشدند كه فرموده
عَلَيْهِمْ دائِرَةُ السَّوْءِ
دوم باديهنشينانى