تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦
اقرار مىكردند ،
هَمُّوا بِما لَمْ يَنالُوا
ظاهرا قصد كشتن آن حضرت بود كه موفق نشدند . از امام باقر عليه السّلام نقل شده : آنهايى كه خواستند آن حضرت را بكشند ، هشت نفر از قريش و چهار نفر از عرب بودند ، رواياتى نيز در زمينهء غدير خم نقل شده كه با سياق آيه تطبيق نمىكند ، رجوع شود به تفسير عياشى و غيره . در اين آيه آمده است
وَ كَفَرُوا بَعْدَ إِسْلامِهِمْ
ولى در آيهء 66 به دنبال
لَيَقُولُنَّ إِنَّما كُنَّا نَخُوضُ وَ نَلْعَبُ
آمده است
لا تَعْتَذِرُوا قَدْ كَفَرْتُمْ بَعْدَ إِيمانِكُمْ
اين شايد براى آن باشد كه اولى عمل بوده ، مناسب است كه ايمان را مبدل به كفر كند ولى دومى
كَلِمَةَ الْكُفْرِ
بوده كه منافى اظهار اسلام به زبان است . آن وقت در مقام توبيخ فرموده :
وَ ما نَقَمُوا إِلَّا أَنْ أَغْناهُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ مِنْ فَضْلِهِ
يعنى : مكروه نداشتند مگر آن را كه خدا و رسول آنها را بى نياز كرد ، يعنى : به چه علّت با خدا و رسول مخالفت و دشمنى مىكنند حال آنكه خدا و رسول ، آنها را عزت بخشيد و به استقلال رساند ، آيا پاداش گل گلوله است ؟ ! ! چون در بى نياز شدن آنها ، رسول خدا واسطهء اصلى است لذا لفظ « اغناهم » به آن حضرت نيز نسبت داده شده است ، ضمير « من فضله » كه فقط به خدا راجع است بيان استقلال خدا در بى نياز كردن است ، نظير
وَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَحَقُّ أَنْ يُرْضُوهُ
توبه / 62 .
فَإِنْ يَتُوبُوا يَكُ خَيْراً لَهُمْ وَ إِنْ يَتَوَلَّوْا يُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ عَذاباً أَلِيماً فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ ما لَهُمْ فِي الْأَرْضِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا نَصِيرٍ
. يعنى هنوز راه علاج بر رويشان بسته نشده اگر توبه كنند مورد عفو قرار مىگيرند كه خداى رءوف پيوسته براى پذيرفتن بندگان آماده است و گرنه ، عذاب دنيا و آخرت در كمين آنهاست و در دفع عذاب نه سرپرستى دارند كه