زياد شدند به طورى كه ناچار شد از مدينه و اطراف آن دور شود تا بتواند آنها را اداره كند ، ديگر نتوانست به نماز جمعه و جماعت حاضر شود ، نمايندهء زكات از جانب رسول خدا پيش ثعلبه آمد كه زكات بدهد ، ثعلبه از دادن زكات امتناع كرد و گفت : اين همچون جزيه است « ما هذه الا اخت الجزية » رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله بعد از شنيدن اين سخن فرمود : واى بر ثعلبه
« يا ويح ثعلبه »
خدا آيات را در همين زمينه نازل فرمود .
76 -
فَلَمَّا آتاهُمْ مِنْ فَضْلِهِ بَخِلُوا بِهِ وَ تَوَلَّوْا وَ هُمْ مُعْرِضُونَ
ضمير « به » راجع به عهد و انفاق است ، ظاهرا « تولوا » راجع به اعراض ظاهرى و
هُمْ مُعْرِضُونَ
مربوط به اعراض قلبى است يعنى از عهد خود برگشتند در حالى كه به آن بى اعتنا بودند .
77 -
فَأَعْقَبَهُمْ نِفاقاً فِي قُلُوبِهِمْ إِلى يَوْمِ يَلْقَوْنَهُ بِما أَخْلَفُوا اللَّهَ ما وَعَدُوهُ وَ بِما كانُوا يَكْذِبُونَ
.
فاعل « اعقبهم » بخل و عهدشكنى است منظور از نفاق را اثر گذاشتن ، شدت نفاق و تداوم آنست و گرنه پيش از آن نيز منافق بودند ، ضمير « يلقونه » ممكن است به بخل تا به اللَّه راجع باشد يعنى : اين بخل و عهدشكنى سبب نفاق آنها شد تا روزى كه عذاب آن بخل يا روزى كه خدا را ملاقات كنند . علّت اين نفاق خلف وعده و دروغگويى آنها بوده چنان كه جملهء
بِما أَخْلَفُوا اللَّهَ . . .
بيان مىكند .
از اينجا معلوم مىشود كه خلف وعده و كذب از علائم نفاق است ، در روايات نبوى آمده : « علامة المنافق ثلث اذا حدث كذب و اذا وعد اخلف و اذا ائتمن خان » .
78 -
أَ لَمْ يَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ سِرَّهُمْ وَ نَجْواهُمْ وَ أَنَّ اللَّهَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ
.
منظور از « سر » ظاهرا كلام قلبى و از نجوى ، كلام مخفى است كه ميان