به كارشان رسيدگى كند و نه يارى دارند كه آنها را يارى نمايد ، « فى الارض » ظاهرا راجع به عذاب دنياست ، غرض از عذاب دنيا ، خوارى ، رسوايى و خرد شدن به دست مسلمين و نظير آنهاست .
75 -
وَ مِنْهُمْ مَنْ عاهَدَ اللَّهَ لَئِنْ آتانا مِنْ فَضْلِهِ لَنَصَّدَّقَنَّ وَ لَنَكُونَنَّ مِنَ الصَّالِحِينَ
.
در اين آيه و آيات بعدى تا آيهء هشتاد ، ياد شده كه بعضى از منافقان با خدا عهد بستند كه در صورت ثروتمند شدن انفاق كنند و زكات بدهند ولى عهد خود را شكستند و بعضى از آنها به مسلمانان ثروتمند و فقير خرده مىگيرند كه چرا به مخارج جنگ كمك مىكنند ، در آخر آمده كه براى آنها مغفرتى نخواهد بود .
آيه روشن مىكند كه منافق در باطن عقيده دارد ولى به عقيدهاش تسليم نيست و گرنه عهد با خدا معنى ندارد نظير آيه
وَ جَحَدُوا بِها وَ اسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ
در مجمع البيان آمده : گويند : آيه در حال ثعلبة بن حاطب نازل شد كه كه مردى از انصار بود ، او به رسول خدا گفت : دعا كن خدا به من مال عطا كند . حضرت فرمود : اى ثعلبه مال كمى كه شكرش را به جاى آورى بهتر است از مال كثير كه طاقت شكر آن را نداشته باشى آيا در زندگى رسول خدا بر تو سرمشقى نيست ؟
« يا ثعلبه قليل تؤدى شكره خير من كثير لا تطيقه أ ما لك فى رسول اللَّه اسوة حسنة »
به خدايى كه جانم در دست اوست اگر بخواهم كوهها طلا و نقره شده با من بگردد خواهد شد . ثعلبه رفت و بعد از چندى آمد و گفت يا رسول اللَّه دعا كن خدا به من ثروت بدهد به خدايى كه تو را به حق فرستاده اگر خدا به من ثروت دهد به هر صاحب حق ، حقش را خواهم داد ، حضرت گفت :
اللّهم ارزق ثعلبه مالا ،
ثعلبه گوسفند به دست آورد ، آنها به طور بى سابقهاى