تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 259

مساهمون:

ص٢٥٩
پنجم :
وَ فِي الرِّقابِ
بردگان كه از سهم زكات خريده و آزاده مىشوند ششم :
وَ الْغارِمِينَ
قرضدارانى است كه قدرت پرداخت قرض خود را ندارند هر چند مخارج روزانهء خويش و خانواده‌شان را تأمين مىكنند . هفتم :
وَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ
مراد از آن هر كار عام المنفعة است مانند راهها پلها ، بيمارستانها ، مساجد ، تجهيز سربازان و امثال آن . هشتم :
وَ ابْنِ السَّبِيلِ
منظور از ابن سبيل شخص غريبى است كه درمانده شده و دستش از مالش قطع شده است ، از سهم زكات به وطن خود فرستاده مىشود بدين ترتيب خواهيم ديد كه زكات براى پر كردن شكافهاى جامعه وضع شده است .
فَرِيضَةً مِنَ اللَّهِ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ
لفظ « فريضة » مىشود كه مفعول مطلق باشد بتقدير « فرض اللَّه الصدقات فريضة » چنان كه از زجاج نقل شده است اين كلمه راجع به تقسيمات هشتگانه است كه از روى علم و حكمت خدايى وضع شده است . 61 -
وَ مِنْهُمُ الَّذِينَ يُؤْذُونَ النَّبِيَّ وَ يَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ قُلْ أُذُنُ خَيْرٍ لَكُمْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ يُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ رَحْمَةٌ لِلَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ الَّذِينَ يُؤْذُونَ رَسُولَ اللَّهِ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ
. منظورشان از « اذن » آن بود كه هر كه بگويى گوش مىدهد و تصديق مىكند ، نقل است : منافقى به نام عبد اللَّه بن نفيل نزد رسول خدا مىنشست ، گفته‌هاى وى را مىشنيد و به منافقان نقل و سخن چينى مىكرد ، جبرئيل از اين كار به آن حضرت خبر داد ، حضرت آن منافق را خواند و از اين كار خبرش داد ، او قسم خورد كه چنين كارى نكرده است ، حضرت فرمود : قبول كردم ديگر از اين كارها نكن ، او پيش ياران خود بازگشت و گفت زود باور است خدا به او خبر داد كه من بر او سخن چينى مىكنم باور كرد ، من گفتم : چنين نكرده‌ام باز قبول