كرد ، اين جريان سبب نزول آيهء فوق گرديد .
به نظر مىآيد كه « اذن خير » اضافهء موصوف به صفت باشد يعنى شنوايى است كه به شما خير است ، لام در « للمؤمنين » مربوط به هر دو « يؤمن » است يعنى به نفع شما هم حرف خدا را قبول دارد و هم حرف مؤمنان را ، « مؤمنين » بطور تغليب شامل منافقان نيز مىشود ، متعلّق « يؤمن » دوم محذوف است يعنى :
« يؤمن بقول القائلين لنفع المؤمنين » خلاصهء معنى چنين مىشود : بگو اذن خوبى است براى شما زيرا به گفتهء خدا ايمان مىآورد و قبول دارد و آن به نفع شماست و نيز به گفتهء مؤمنان گوش مىدهد و حمل به صحت مىكند تا نفعى به مؤمنان برسد ولى در مقام عمل و پياده كردن مسائل فقط براى مؤمنان واقعى رحمت است آرى :
وَ رَحْمَةٌ لِلَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ
آن گاه فرموده : كسانى كه پيامبر را با اين گفتهها مىآزارند عذاب سختى در انتظار آنهاست .
62 -
يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ لَكُمْ لِيُرْضُوكُمْ وَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَحَقُّ أَنْ يُرْضُوهُ إِنْ كانُوا مُؤْمِنِينَ
.
منافقان با سوگند خوردن كه از آمدن به جنگ معذور بوديم مىخواستند مؤمنان را راضى كنند ولى حق آن بود كه به جنگ مىآمدند و دروغ نمىگفتند تا خدا و رسول را راضى كنند چون در عدم رضايت آن خذلان و عذاب آخرت هست ، در اينجا خطاب از آن حضرت به مؤمنان برگشته گويا آن مقدمه است براى جملهء
وَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ . . .
و نيز روشن مىكند كه رضايت خدا و رسول در ترتّب آثار غير از رضايت ديگران است .
آمدن « يرضوه » به جاى « يرضوهما » ظاهرا براى حفظ توحيد و ادب توحيدى است و اينكه اگر خدا را راضى كردند ، رسول را راضى كردهاند ، او در مقابل خدا استقلال ندارد .