تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 262

مساهمون:

ص٢٦٢
جدى نبوده مراد مشغوليت و تفريح بوده است در جواب فرموده : چرا خدا و رسول و آيات خدا را مسخره مىكنيد . در مجمع البيان از امام باقر عليه السّلام نقل شده : منافقان چون نقشه « عقبه » را در وقت مراجعت از تبوك كشيدند گفتند : اگر پيغمبر با خبر شد ، مىگوئيم : شوخى مىكرديم و گرنه او را مىكشيم ، منظور از « نخوض » ظاهرا وارد شدن به شوخى و كار غير جدى است كه « نلعب » بيان آنست زيرا لعب ، كارى است كه مقصد صحيحى در آن نباشد . 66 -
لا تَعْتَذِرُوا قَدْ كَفَرْتُمْ بَعْدَ إِيمانِكُمْ إِنْ نَعْفُ عَنْ طائِفَةٍ مِنْكُمْ نُعَذِّبْ طائِفَةً بِأَنَّهُمْ كانُوا مُجْرِمِينَ
. يعنى اين عذر را نياوريد ، اين دليل كفر شما بعد از ايمان است حتما گرفتار عذاب خدا خواهيد بود و اگر از روى مصلحت عده‌اى را عذاب نكنيم عدهء ديگرى حتما گرفتار خواهند شد . عفو در آيه فقط برداشتن عذاب در دنيا از روى مصلحت است و گرنه عذاب آخرت را خواهند داشت .

نكته‌ها

ماجراى عقبه : عقبه به معنى گردنه است ، و آن گردنه‌اى بود در راه تبوك كه منافقان خواستند به وقت برگشتن از تبوك ، رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله را در آنجا از بين ببرند در مجمع البيان آمده : گويند : آيات سه‌گانه دربارهء دوازده نفر نازل شد كه در آن عقبه كمين كردند تا رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله را به ناگهان بكشند جبرئيل ماجرا را به آن حضرت خبر داد و گفت : كسى را بفرستد تا شتران آنها را برگرداند ، در آنجا عمار ياسر زمام شتر آن حضرت را در دست داشت و حذيفه آن را مىراند ، حضرت به حذيفه فرمود : بر صورت شتران اينها بزن ، او شتران
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 262 | على اكبر قرشى بنابى