أَمْوالَ النَّاسِ بِالْباطِلِ وَ يَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَ الَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ وَ لا يُنْفِقُونَها فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِيمٍ
.
هشدارى است به مسلمانان كه احبار و رهبان كه اسلام را تكذيب مىكنند نه براى آنست كه اسلام دين حق نيست بلكه براى آنست كه از جاه و مال عقب نمانند آنها در تصديق اسلام پولپرستى و جاه طلبى خود را در خطر مىبينند . البته اين حكم شامل اكثر آنهاست . در اين آيه از چند جهت توضيح لازم است .
اول : يك عده دانايان از خدا بى خبر به خاطر جاه و مال مردم را در بى خبرى مىگذارند و سد راه حق مىشوند چنان كه در سال 1401 هجرى قمرى كه رژيم كافر بعث عراق به ايران حمله كرد ، شاه حسن عدهاى از مفتيان دربارى را در مراكش جمع كرد و آنها كار و حمله وحشيانهء عراق را توجيه و ايران و انقلاب اسلامى را محكوم نمودند .
دوم : لفظ
وَ الَّذِينَ يَكْنِزُونَ . . .
جملهء مستأنفه و شامل همهء زراندوزان است اعم از مسلمان و غير مسلمان و اگر بدون « واو » بود آن وقت وصف احبار و رهبان مىشد و حرمت زراندوزى منحصر به اهل كتاب بود نه اعم از مسلمان و غير مسلمان ، نقل است در زمان عثمان وقت نوشتن قرآن خواستند « واو » را از
وَ الَّذِينَ . . .
بردارند ابى بن كعب گفت : بايد و او را بنويسيد و گرنه شمشير خود را برداشته و قيام مىكنم « 1 » در « نكتهها » دربارهء آن توضيح داده خواهد شد .
سوم : ظهور
يَكْنِزُونَ . . .
وَ لا يُنْفِقُونَها فِي سَبِيلِ اللَّهِ
در آنست كه : واجب است ما زاد بر ما يحتاج را در راه خدا انفاق نمود ، كسى كه به پول احتياج ندارد و آن را انباشته و بى مصرف مىگذارد چنين كسى مورد نظر آيه است ، انفاق در راه خدا ظهورش در آنست كه مال را از دست خود خارج كند و اگر به جريان
هامش
( 1 ) تفسير الدر المنثور تأليف سيوطى ، مقاومت ابى بن كعب سبب شد كه واو را حذف نكردند .