تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
قاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ
. تأسف است از انحراف آنها كه دين توحيد را به تباهى كشيدند ، در مجمع البيان از ابن انبارى نقل شده « قاتل » چون به خدا نسبت داده شود معنى آن لعنت است زيرا خدا هر كه را لعنت كند او مقتول و هلاك شده است يعنى خدا آنها را لعنت كند بكجا برميگردند ! ! ! از على عليه السّلام نقل شده : « اي لعنهم اللَّه » . 31 -
اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ الْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَ ما أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا إِلهاً واحِداً لا إِلهَ إِلَّا هُوَ سُبْحانَهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ
. اين آيه مىتواند شرح و بيان
لا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ لا بِالْيَوْمِ الْآخِرِ
و يا بيان
وَ لا يَدِينُونَ دِينَ الْحَقِّ
باشد ، منظور از اتخاذ رب در احبار و رهبان ، اطاعت از آنها است كه كور كورانه از آنها اطاعت ميكردند « 1 » ولى آن دربارهء عيسى قول بالوهيت عيسى است شايد بدان علّت ؛ احبار و رهبان يكى شمرده شده و عيسى جدا گرديده است . « ابن مريم » در رد سخن آنهاست يعنى عيسى كه زائيده يك زن است ، نمىتواند خدا باشد جملهء :
وَ ما أُمِرُوا . . .
بيان وظيفهء اصلى آنهاست ، منظور از « يشركون » در احبار و رهبان شرك طاعت و عبادت و در عيسى شرك ثنويت يا تثليث است . 32 -
يُرِيدُونَ أَنْ يُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ يَأْبَى اللَّهُ إِلَّا أَنْ يُتِمَّ نُورَهُ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ
. بيان نظر و توطئهء آنهاست دربارهء اسلام و دعوت محمدى صلّى اللَّه عليه و آله اين آيه با يك بيان عجيبى تكذيب آنها را نقل و با همان بيان رد مىكند مثلا مىگوئيم :
هامش
( 1 ) در تفسير عياشى از رسول خدا ( ص ) نقل شده : « لم يكونوا يعبدونهم و لكن كانوا اذا احلوا لهم اشياء استحلوها و اذا حرموا عليهم حرموها » در همان تفسير از امام صادق نيز چنين نقل شده است .