مكه نامه نوشت كه اسلام بياوريد و گرنه بدانيد كه با شما مىجنگيم به آن حضرت نامه نوشتند : از ما جزيه بگير و بگذار در عبادت اصنام باشيم ، حضرت در جواب نوشت ؛ من فقط از اهل كتاب جزيه مىگيرم در جواب نوشتند : گفتى كه فقط از اهل كتاب جزيه مىگيرم حال آنكه از مجوس هجر جزيه گرفتى مىخواستند آن حضرت را تكذيب كنند ، حضرت در جواب نوشت : مجوس پيغمبرى داشتند و او كتابى داشت كه آن را سوزاندند . . .
در الميزان از در منثور نقل شده : عمر بن الخطاب دربارهء جزيه مجوس از مردم مشورت خواست عبد الرحمن بن عوف گفت : از رسول خدا شنيدم مىفرمود :
سنوا بهم سنة اهل الكتاب
با آنها مثل اهل كتاب رفتار كنيد و در همانجا از زهرى نقل شده كه آن حضرت از مجوس هجر جزيه گرفت . . .
جزيه :
از جمله
حَتَّى يُعْطُوا الْجِزْيَةَ عَنْ يَدٍ وَ هُمْ صاغِرُونَ
دو چيز فهميده مىشود كه در واقع به سه شرط تحليل مىشود اول دادن جزيه كه بنا به مصلحت روز از آنها دريافت مىشود و مقدارش بسته به نظر حكومت اسلامى است در صافى از امام باقر عليه السّلام نقل كرده : خدا محمّد صلّى اللَّه عليه و آله را با پنج شمشير مبعوث كرد يك شمشير براى اهل ذمه است . . . هر كه از آنها در وطن اسلام باشد از آنها پذيرفته نمىشود مگر جزيه يا كشتن ، ( در صورت قتل ) اموالشان گرفته و خانوادهشان اسير مىشوند ، چون جزيه را قبول كردند ، اسير كردنشان و اموالشان بر ما حرام مىشود و نيز ازدواجشان بر ما حلال مىشود . . .
يادى از ابو ذر : زيد بن وهب مىگويد : در « ربذه » به محضر ابو ذر رسيدم گفتم چه چيز باعث شد كه به اينجا تبعيد شديد ؟
فرمود : من در شام بودم ، اين آيه را خواندم
وَ الَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ وَ لا يُنْفِقُونَها فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِيمٍ
معاويه گفت : اين آيه دربارهء ما