اگر پول كلانى نزد آنها بگذارى پس نمىدهند زيرا كه مىگويند : ما در مقابل غير يهود مسئوليتى نداريم ، نصارى شراب و گوشت خوك را حلال مىدانند با آنكه در شريعت موسى و عيسى تحريم شده است . آيهء 34 بيان مختصر آنست .
سوم :
وَ لا يَدِينُونَ دِينَ الْحَقِّ
منظور از دين حق ظاهرا اسلام است يعنى :
بدين حق گردن نمىنهند و آن را نمىپذيرند و مىگويند : آنچه در دست داريم بهتر است ، در آيهء 33 آمده :
أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دِينِ الْحَقِّ
.
حَتَّى يُعْطُوا الْجِزْيَةَ عَنْ يَدٍ وَ هُمْ صاغِرُونَ
با اين دو شرط ذمى مىشوند و حكم قتال با آنها ساقط ميگردد ، مال و جان و ناموسشان محترم مىشود ، اول دادن جزيه ، دوم صاغر و خاضع شدن به حكومت اسلامى .
مراد از
وَ هُمْ صاغِرُونَ
چنان كه گفته شد ، خضوع و اطاعت از حكومت اسلامى و جبهه نگرفتن در مقابل آنست ، مرحوم شيخ طوسى و ديگران چنين فرمودهاند و امّا آنچه نقل شده : جزيه دهنده ايستاده و گيرنده نشسته باشد و يا وقت دادن جزيه از زير گوش او بزنند ، مخالف ادب اسلامى است .
ناگفته نماند : جزيه كه ماليات بخصوصى است لا بدّ منه است زيرا هر دولت بايد از ملّت خود ماليات بگيرد وانگهى نمىشود آنها را مجبور به اسلام كرد چون مسبوق به شبههاند ، بايد مهلت باشد تا تفكر كنند و آن گاه ايمان آورند
لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ
.
30 -
وَ قالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ ابْنُ اللَّهِ وَ قالَتِ النَّصارى الْمَسِيحُ ابْنُ اللَّهِ ذلِكَ قَوْلُهُمْ بِأَفْواهِهِمْ يُضاهِؤُنَ قَوْلَ الَّذِينَ كَفَرُوا
.
اين آيه و آيهء بعدى بيان
لا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ لا بِالْيَوْمِ الْآخِرِ
است . البته بيان مختصرى . به نظر ميآيد مراد يهود از ابن اللَّه بودن عزير ، فرزند حقيقى است زيرا در رديف ابن اللَّه بودن عيسى آمده است و اگر فرزند تشريفى باشد كه