تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
آب دادن حاجيان در آن موقع يكى از مناصب بزرگى بود ، عباس عموى رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله كه آن وقت اين مسئوليت را به عهده داشت ، غلامان او مشكهاى پر از آب را به وسيلهء شتران از مكه به عرفات و مشعر و منى حمل مىكردند ، اين عمل از مناصب قصىّ بن كلاب يكى از اجداد رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله بود ، او در وقت وفات اين منصب را به پسرش عبد مناف واگذار كرد و در فرزندان او بود تا به عباس بن عبد المطلب رسيد . منظور از عمارة مسجد حرام ، كليد دارى كعبه و تعمير آن و مسجد الحرام است كه بر عهدهء شيبه و به نقلى طلحه بود ، در اينجا چند مطلب هست : اول : در مجمع البيان فرموده : لازم است لفظ « اهل » در آيه تقدير شود و چنين باشد : « ا جعلتم اهل سقاية الحاج و اهل عمارة الحرام » و يا لفظ « كايمان » مقدر باشد و چنين شود « أ جعلتم السقاية و العمارة كايمان من آمن باللّه » تا اسم مقابل اسم يا مصدر مقابل مصدر باشد . دوم : دو چيز در اين آيه مورد مقايسه قرار گرفته است يكى آب دادن حاجيان و آباد كردن مسجد ، دوم ايمان به خدا و معاد و جهاد در راه خدا ، ظاهرا مراد آب دادن و آباد كردن بدون ايمان است كه نمىتواند با جهاد از روى ايمان برابر باشد آرى
لا يَسْتَوُونَ عِنْدَ اللَّهِ
. سوم : آيا لفظ « جعلتم » خطاب به مسلمانان است يا به مشركان ؟ به نظر مىآيد كه خطاب به مسلمانان باشد و آن وقت عباس و شيبه اسلام آورده بودند ، كارهاى گذشتهء خود را ياد كرده و عمل خود را در ايّام شرك از ايمان و جهاد مؤمنين بالاتر مىدانستند قرآن مىگويد : اشتباه مىكنيد : اهل سقاية و اهل عمارة نمىتواند برابر باشد با كسى كه اهل ايمان و جهاد بوده است و چون كلمه‌هاى « من - آمن - جاهد » مفرد است از اين معلوم مىشود كه اهل سقايه و عمارة بر يك نفر افتخار مىكرده‌اند كه قرآن آنها را رد كرده است ، از اينجا روايات
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 203 | على اكبر قرشى بنابى