الظَّالِمُونَ
.
بعد از بررسى حالات مشركان در اين آيه دستور داده شده : كه اهل ايمان نمىتوانند پدران و برادران خود را كه كافر هستند ، براى خود سرپرست گيرند و در كارهاى خود دخالت بدهند و طرف مشورت خود سازند و اگر آنها را ولى خويش گيرند جز ظالم نمىتوانند باشند كه به خود و مكتب و جامعهء توحيد ظلم كردهاند ، در قرآن مجيد در بسيارى از جاها فرموده كه مؤمنان جز از خود سرپرست ، مشاور و همراز نگيرند مانند سورهء نساء / 144 ، مائده / 51 ، آل عمران / 28 و غيره ، در الميزان فرموده : علت آنكه فقط پدران و برادران در اين آيه آمده نه فرزندان و زنان ، آن است كه در مقام ولايت و تصرف در امور بيشتر پدران و برادران مىتوانند دخالت داشته باشند . پس عقيده ، انسانها را از هم جدا و با هم جمع مىكند يك فرد معتقد و مسئول نمىتواند پدر و برادرى كه كفر را بر ايمان اختيار مىكند سرپرست بگيرد ، مقدم شدن « هم » و جملهء اسميه آمدن دليل استقرار ظلم در وجود آنهاست . در مجمع البيان آمده : به قولى اين آيه و آيهء بعدى دربارهء حاطب بن ابى بلتعه نازل شد كه به اهل مكه نامه نوشت تا آنها را از حمله پيامبر براى فتح مكه اطلاع دهد ، جريانش در تفسير سورهء ممتحنه خواهد آمد .
24 -
قُلْ إِنْ كانَ آباؤُكُمْ وَ أَبْناؤُكُمْ وَ إِخْوانُكُمْ وَ أَزْواجُكُمْ وَ عَشِيرَتُكُمْ وَ أَمْوالٌ اقْتَرَفْتُمُوها وَ تِجارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسادَها وَ مَساكِنُ تَرْضَوْنَها أَحَبَّ إِلَيْكُمْ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ جِهادٍ فِي سَبِيلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقِينَ
.
خلاصهء اين آيه آن است كه براى يك موحد و مسلمان مكتبى ، خدا و رسول و جهاد در راه خدا بايد از پدر و فرزند و برادر و همسر و اقوام و ثروت و تجارت و خانه مسكونى محبوبتر باشد ، آنها را به خطر اندازد نه مكتب را ، از آنها