ظاهرا اين آيه در بيان عذاب كفارى است كه در بدر كشته شدند و در عين حال نشان مىدهد كه همهء كافران چنان حال را دارند ، ضرب بر وجوه و ادبار حاكى از احاطهء ضرب بر همهء وجود آنهاست ، آيهء شريفه دلالت بر عذاب برزخ دارد .
شيخ مفيد در اوائل المقالات نقل مىكند چون جنازههاى كفار را به گودال بدر انداختند ، رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله خطاب به آنها گفت : من وعدهء پروردگارم را حق يافتم آيا شما هم وعدهء پروردگارتان را حق يافتيد ؟ عمر بن خطاب گفت :
چه سخن مىگويى با كسانى كه مردهاند ؟ فرمود : ساكت باش تو از اينها شنواتر نيستى . به خدا ميان اينها و اينكه ملائكه آنها را به عذاب كشد فاصله فقط كنار رفتن من است . در نكتهها گفته خواهد شد كه آيا قابض ارواح يكى است يا متعدد ؟
51 -
ذلِكَ بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيكُمْ وَ أَنَّ اللَّهَ لَيْسَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ
.
يعنى اين عذاب در اثر اعمال شماست و گرنه خدا ستمكار نيست .
در قاموس قرآن ( ظلم ) گفتهام : ظلام پنجبار در قرآن مجيد آمده و همه در نفى ظلم خداست . با ملاحظهء آيات خواهيم ديد آمدن صيغهء مبالغهء ظلام بمناسبت مقام است و آن اينكه اگر خدا بدكاران را عذاب نمىكرد و آنها را با نيكان يكى مىشمرد اين ظلم متعارف نبود بلكه ظلم زياد بود و چون خدا ظلام نيست اين كار را نكرده است .
گويند :
لَيْسَ بِظَلَّامٍ
براى مبالغه در نفى ظلم است ، به قول بعضى اگر خدا به كسى ظلم مىكرد بايد به همه ظلم مىكرد و آن لازمهاش ظلام بودن است ولى اين در صورتى بود كه لحن آيه اينطور باشد : خدا به شما ظلم نمىكند زيرا ظلام نيست ، حال آنكه آيه مىگويد : شما را عذاب مىكند به علّت اينكه ظلام نيست يعنى اگر عذاب نمىكرد و در رديف نيكوكاران قرار مىداد ظلام بود .
52 -
كَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ وَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ كَفَرُوا بِآياتِ اللَّهِ فَأَخَذَهُمُ