و آنها دلگرم شده و شروع به جنگ كردهاند ، سپس رعب و وحشت بر آنها مستولى شده و شكست را حتمى ديده ، پا به فرار گذاشتهاند و اميدشان مبدل به يأس شده است . گرچه بعضى از مفسران اصرار دارد كه مراد از آيه وجه دوم است ولى با ظاهر آيه قابل انطباق نيست مگر با تكلّفات بسيار ، و آن گهى وجه اوّل چيز ناممكنى نيست مضافا بر اينكه روايات زيادى نيز آن را بيان كردهاند .
إِنِّي جارٌ لَكُمْ فَلَمَّا تَراءَتِ الْفِئَتانِ نَكَصَ عَلى عَقِبَيْهِ وَ قالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِنْكُمْ إِنِّي أَرى ما لا تَرَوْنَ
قابل تطبيق به وجه اوّل نيست .
49 -
إِذْ يَقُولُ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ غَرَّ هؤُلاءِ دِينُهُمْ وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ
.
منافقان به احتمال نزديك به يقين ميان مسلمانان بودند حاضر شدن آنها در بدر به نظرم از اين جهت بود كه به فكر گرفتن كاروان و رسيدن به غنيمت با مسلمانان از مدينه خارج شدهاند و آن وقت درگير افتاده و نتوانستهاند برگردند ولى بيمار دلها كه ايمانشان ضعيف و آميخته با شك بود ممكن است ميان مسلمانان بوده باشند و يا ميان كفار ، نقل شده گروهى در مكه مسلمان شده بودند ، پدرانشان آنها را دربند كشيده بودند ، به وقت آمدن به جنگ بدر آنها را هم با خود آوردند و آنها ضعيف الايمان بودند ، و يقين كامل نداشتند .
به هر حال منافقان و بيمار دلان با ديدن كثرت و تجهيزات مشركان و قلّت و عدم ساز و برگ مؤمنان گفتهاند : دينشان اينها را مغرور كرده كه دست خالى به جنگ آمدهاند ، جملهء
وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ . . .
جواب آنهاست يعنى : اينها اشتباه مىكنند هر كه بر خدا توكّل و اعتماد نمايد خدا قادر است كه او را پيروز گرداند .
50 -
وَ لَوْ تَرى إِذْ يَتَوَفَّى الَّذِينَ كَفَرُوا الْمَلائِكَةُ يَضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ وَ أَدْبارَهُمْ وَ ذُوقُوا عَذابَ الْحَرِيقِ
.