« على » باشد به معنى رجوع و بازگشت است ، مراد از آيه معناى دوم است .
عقبيه : عقب ( بفتح اول و كسر دوم ) : پاشنه . تثنيهء آن عقبين است
نَكَصَ عَلى عَقِبَيْهِ
يعنى بر دو پاشنهء خويش برگشت ، مراد فرار كردن است .
برئ : برء : كنار شدن و خلاص شدن . برئ : كنار شونده و بيزار .
غر : غر و غرور : فريب دادن ، تطميع به باطل .
يتوفى : توفى : اخذ كامل : منظور از آن در آيه قبض روح است .
ادبار : دبر : پشت . ادبار : پشتها .
الحريق : حرق و احراق و تحريق : سوزاندن . حريق : سوزاننده . وزن فعيل در اينجا به معنى فاعل ( حارق ) است .
ظلام : ظالم : ستمگر : ظلام : بسيار ستم كننده ، صيغهء مبالغه است . ظلام پنجبار در قرآن آمده و همه در نفى ظلم از خداست .
عبيد : عبد : بنده : مطيع . عبيد : بندگان ( قاموس قرآن ) .
دأب : دأب : عادت و طريقه .
شرحها
در ادامهء جريان بدر در اين آيات ياد شده كه شيطان ابتدا كفار را تشويق به جنگ كرد و سپس با ديدن ملائكه پا به فرار گذاشت و گفت : آنچه را كه من مىبينم شما نمىبينيد و نيز بيان شده كه منافقانى نيز در جنگ بوده و به فكر تفتين بودهاند ، احتمال نزديك به يقين آنست كه در بين مسلمانان بودهاند ، ايضا ياد شده كه اين كفّار به وقت قبض روح به دست فرشتگان عذاب مىبينند ،