تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 55

مساهمون:

ص٥٥
جملهء
إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ . . .
يك قاعدهء كلى است ، هابيل با اين جمله استدلال كرده كه برادرم من تقصيرى ندارم عدم قبول قربانى تو به علّت متقى نبودن تو است ، اگر اين قاعده راجع به عمل انجام شده باشد معنايش آن است كه : خداوند هر عملى را در صورتى مىپذيرد كه عامل ، آن عمل را از روى تقوى انجام دهد و شرائط آن را كاملا مراعات كند ، خواه در اعمال ديگر متقى باشد يا نه . و اگر قاعدهء كلى و راجع به همهء اعمال باشد معنايش آن است كه اعمال شخص در صورتى مقبول است كه در همهء كارهايش با تقوى باشد . 28 -
لَئِنْ بَسَطْتَ إِلَيَّ يَدَكَ لِتَقْتُلَنِي ما أَنَا بِباسِطٍ يَدِيَ إِلَيْكَ لِأَقْتُلَكَ إِنِّي أَخافُ اللَّهَ رَبَّ الْعالَمِينَ
ناگفته نماند : اگر كسى به قصد كشتن به انسان حمله كند در مقام دفاع مىشود او را كشت . پس چرا برادر مؤمن مىگويد : اگر حمله كرده و خواستى مرا بكشى من براى كشتن تو دست بلند نخواهم كرد كه از خدا مىترسم مگر آنجا جاى ترس از خداست ؟ و اگر تسليم به كشته شدن مىشد شرعى بود ؟ ! در مجمع البيان از مجاهد و جبائى و مانند آنها نقل شده : قتل طرف بطور دفاع در آن زمان جايز نبود بلكه وظيفه صبر كردن بود ولى اين سخن در غايت ضعف است . بايد دانست : اگر قابيل براى كشتن هابيل دست دراز مىكرد او را از روى ظلم كشته بود و اگر هابيل او را در همان حال مىكشت از روى دفاع كشته بود نه ظالمانه ، حتى اگر قابيل فرار مىكرد هابيل او را تعقيب نمىنمود چون نمىخواست او را ظالمانه بكشد ، پس كار قابيل در هر حال ظالمانه بود و كار هابيل غير ظالمانه . على هذا معنى آيه اينطور مىشود اگر تو بخواهى مرا ظالمانه بكشى من