تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 52

مساهمون:

ص٥٢
31 - خدا زاغى فرستاد كه زمين را مىكاويد تا به او نشان دهد چگونه جثهء برادر خويش را دفن كند ، گفت : واى بر من آيا نتوانستم مانند اين زاغ باشم و جثه برادر خويش را دفن كنم و از ندامت يافتگان شد . 32 - به اين جهت بر بنى اسرائيل مقرر كرديم كه هر كس كسى را بدون قصاص و بدون فسادى كه در زمين كرده بكشد چنان است كه تمام مردم را كشته است و هر كس كسى را زنده نمايد چنان است كه همه مردم را زنده كرده است پيامبران آيه‌هاى روشن را براى آنها آوردند ، با وجود اين بسيارى از آنها در زمين اسرافكاران بودند .

كلمه‌ها

نبأ : خبر مهم . خبر با فائده . خبر مفيد يقين . قربان : در اصل مصدر است به معنى نزديك شدن مثل عدوان و خسران و نيز اسم به كار مىرود مثل سلطان . و آن هر كارى است كه به وسيله آن به خدا و غير خدا تقرب جويند ، راغب افزوده : در عرف ، نام ذبيحه عبادت است . تبوء : بوء : مساوات و رجوع . « ان تبوء » اينكه با هم و قرين باشى . طوئت : طوع : رغبت و آسانى . تطويع : مايل كردن و آسان كردن
فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ أَخِيهِ
يعنى نفسش براى او قتل برادر را آسان كرد . غراب : زاغ پرنده‌ايست شبيه به كلاغ داراى منقار و پاهاى سرخ ، هاكس در قاموس خود گويد : از كلاغ بزرگتر است در تورات نيز آمده است . يبحث : بحث كاويدن ، جستجو كردن .
يَبْحَثُ فِي الْأَرْضِ
يعنى زمين را مىكاويد « بحث فى التراب : حفرها » . يوارى : مواراة : پوشانيدن و مستور كردن « يوارى » مستور مىكند . سوأة : جنازه ، جسد . سوء ( بفتح اول ) بدى . سوأة : چيزى كه آشكار شدنش