تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 58

مساهمون:

ص٥٨
النَّاسَ جَمِيعاً
يعنى : به جهت اين واقعه بر بنى اسرائيل نوشتيم كه كشتن يك انسان به منزله كشتن همهء انسانهاست تا از قتل و خون‌ريزى بر حذر باشند و بدانند اين كار بقدرى گناه است كه گويى همه را كشته است .
بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ
استثنا است يعنى اين حكم در صورتى است كه مقتول آدم نكشته و فساد نكرده باشد و گرنه كشتن او مانعى ندارد ، توجيه اين تشبيه به نظرم آن است كه : انسانها در پيشگاه خدا و از نظر خلقت يك واحد و يك پيكر هستند لذا در بسيارى از آيات كشتن ديگران كشتن خود ذكر شده است مثل :
وَ لا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ إِنَّ اللَّهَ كانَ بِكُمْ رَحِيماً
نساء / 29 كه مراد كشتن ديگران است و حسن ظن به ديگران حسن ظن به خود قلمداد گرديده است مانند :
لَوْ لا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بِأَنْفُسِهِمْ خَيْراً
نور / 12 منظور حسن ظنّ به متهم است . على هذا كشتن يك فرد مانند كشتن همهء افراد و نقض غرض خداست .
وَ مَنْ أَحْياها
نيز همانست ، مراد از احياء زنده كردن عرفى است مانند نجات از غرق شدن يا زندان و يا گرفتارى و يا تربيت يتيم و نظير آن . در روايت آمده كه بزرگتر از همهء هدايت انسان است ، در قرآن مجيد هدايت ، زنده كردن شمرده شده است
أَ وَ مَنْ كانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْناهُ وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ
انعام / 122
وَ لَقَدْ جاءَتْهُمْ رُسُلُنا بِالْبَيِّناتِ ثُمَّ إِنَّ كَثِيراً مِنْهُمْ بَعْدَ ذلِكَ فِي الْأَرْضِ لَمُسْرِفُونَ
اشاره است به اينكه اين موعظه‌ها در بنى اسرائيل مؤثر واقع نشد باز بسيارى از آنان اهل اسراف و قتل بودند ، آيه دلالت دارد كه همه پيامبران اين تذكرات را داده بودند .