تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 54

مساهمون:

ص٥٤
دهد چنان كه فعلا در سال 1400 هجرى كه انقلاب اسلامى پيروز شده عده‌اى از مسلمانان همچون يهود و نصارى در مقابل آن موضع گيرى كرده و مىكنند . 27 -
وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ ابْنَيْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبا قُرْباناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِما وَ لَمْ يُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ
لفظ « بالحق » راجع است به « اتل » و حاكى است كه قصه در ميان يهود تحريف شده بود ، در تورات سفر تكوين فصل چهارم اين ماجرا نقل شده ولى بحث غراب در آن نيست و حكايت از مجسم شدن خدا دارد « 1 » آدم كه در اين آيات آمده آيا آدم ابو البشر بود يا كسى كه نامش آدم بود ؟ قربانى آن دو برادر چه چيز بود ؟ قبول و عدم قبول قربانى چگونه معلوم مىشد ؟ از كجا فهميدند كه قربانى يكى قبول شده و قربانى ديگرى نه ؟ آيهء شريفه از همهء اينها ساكت است . چون منظور قرآن فقط بهره‌گيرى از حقيقت امر است و آن اينكه حسد و بدخواهى انسان را به كجا مىكشد . نقل شده كه نام آن دو برادر قابيل و هابيل بود كه اولى دومى را كشت ، روايت شده : در آن زمان هر كه قربانىاش قبول مىشد آتشى از آسمان آمده آن را مىسوزاند ، راجع به اين روايت در قاموس قرآن ( قرب قربان ) توضيح داده‌ام گويند قربانى قابيل گندم بود كه پذيرفته نشد و قربانى هابيل گوسفند بود . آيه روشن است در اينكه قبول شدن و قبول نشدن را هر دو برادر دانسته‌اند . مراد از « عليهم » يهود است يعنى اين سرگذشت را بر يهود بر خوان . تا عبرت گيرند .
قالَ لَأَقْتُلَنَّكَ قالَ إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ
هامش
( 1 ) استفاده از الميزان .