تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 57

مساهمون:

ص٥٧
30 -
فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ أَخِيهِ فَقَتَلَهُ فَأَصْبَحَ مِنَ الْخاسِرِينَ
مراد از نفس ظاهرا همان حالت حسد و بدخواهى است كه قتل برادر را بر او آسان كرد ولى زيانكار شد . 31 -
فَبَعَثَ اللَّهُ غُراباً يَبْحَثُ فِي الْأَرْضِ لِيُرِيَهُ كَيْفَ يُوارِي سَوْأَةَ أَخِيهِ
در صافى از حضرت باقر عليه السّلام نقل شده : دو زاغ آمدند يكى ديگرى را كشت و زمين را با منقار كند و جسد او را دفن نمود . در اين شك نيست كه قاتل از كاويدن زاغ متوجه شده بايد جنازه را زير زمين دفن كرد . گويند : چون هابيل اولين مقتول در روى زمين بود لذا قابيل نمىدانست با جسد او چكار كند ، اگر به اين گفته دليل قطعى از روايات داشته باشيم بايد بپذيريم و گرنه سخنان مقتول نشان مىدهد كه مدتها از پيدايش بشر گذشته بود زيرا آن گونه تربيت دينى زمان زياد لازم دارد ، و اگر قاتل فرزند آدم ابو البشر نباشد ، بايد گفت كه قاتل تعادل روحى خودش را از دست داده و نمىدانسته چكار كند اما ديدن عمل زاغ او را به خود آورده است .
قالَ يا وَيْلَتى أَ عَجَزْتُ أَنْ أَكُونَ مِثْلَ هذَا الْغُرابِ فَأُوارِيَ سَوْأَةَ أَخِي فَأَصْبَحَ مِنَ النَّادِمِينَ
اين قسمت مىرساند كه مدتى راه چاره بر او مسدود شده بود و نمىدانست با جسد چكار كند و از ديدن عمل زاغ با تعجب چنان گفته است
فَأَصْبَحَ مِنَ النَّادِمِينَ
ظهورش در آن است كه جسد برادر را دفن كرد و حالت تحريك و حسد اشباع شد و نتيجه‌اى به دست نيامد ، برادرش نيز از دست رفت لذا در كارش پشيمان گرديد . 32 -
مِنْ أَجْلِ ذلِكَ كَتَبْنا عَلى بَنِي إِسْرائِيلَ أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِي الْأَرْضِ فَكَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعاً وَ مَنْ أَحْياها فَكَأَنَّما أَحْيَا