ناخوش آيند است ، به جسد سوأة گفته شده زيرا آشكار شدنش بر قاتل ناپسند بود .
اجل : جهت و علّت . در اصل به معنى جنايت است .
شرحها
در اين آيات داستانى نقل شده كه برادرى برادرش را از روى حسد و بدخواهى كشت و بعد پشيمان شد ولى پشيمانى سودى نبخشيد ، سپس گفته شده كه كشتن يك نفر مانند كشتن همه مردم و زنده كردن يك نفر همچون زنده كردن همه مردمان است و در آغاز دستور داده كه اين داستان بر يهود خوانده شود تا بدانند كه حسد انسان را به چه راهى مىكشد ، شايد از انكار قرآن كه از روى حسد بود ، دست بردارند .
اجمال قضيه آن است كه : دو برادر پاكدامن و غير پاكدامن در راه خدا قربانى مىكنند ، قربانى برادر پاكدامن پذيرفته مىشود ، برادر ديگر بدون آنكه علّت آن را جويا شود برادرش را از روى بدخواهى تهديد به قتل مىكند ، برادر پاكدامن در جواب مىگويد تو متقى نبودى لذا قربانيت قبول نشد ، تقصير من چيست و اضافه مىكند : من به فكر قتل تو نيستم و اگر بنا باشد كه تو قاتل باشى يا من ، خوش دارم كه تو قاتل باشى ، گناه من نيز به گردن تو باشد .
بالاخره او برادرش را مىكشد و در دفن او عاجز مىماند و از ديدن زاغى كه زمين را مىكاود به فكر دفن جسد برادر مىافتد و از كارش نادم مىشود .
كوتاه سخن آنكه حسد كار خود را مىكند و برادرى را با دست برادرش به خاك مىبرد يهود و نصارى نيز به حكم
بَغْياً بَيْنَهُمْ
در مقابل اسلام و قرآن از روى بدخواهى موضع گيرى كردند و نگذاشتند نهضت اسلامى به راه خود ادامه