موقعى انتقام خدا به شكل قهر طبيعت آنها را تار و مار مىكند و هنگامى به حكم
قاتِلُوهُمْ يُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ بِأَيْدِيكُمْ
توبه / 14 ملّتى و گروهى بر عليه آنها قيام كرد آنها را از بين مىبرد .
94 -
وَ ما أَرْسَلْنا فِي قَرْيَةٍ مِنْ نَبِيٍّ إِلَّا أَخَذْنا أَهْلَها بِالْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ لَعَلَّهُمْ يَضَّرَّعُونَ
.
ظهور آيه در عموم است ، در سورهء انعام آيهء 42 - 46 نيز گذشت ،
لَعَلَّهُمْ . . .
نشان مىدهد كه اين امتحان به خاطر آن بوده تا به ضعف و زبونى خود واقف شده و به درگاه خدا آورند ، از يك طرف دعوت پيغمبر ، از طرف ديگر عامل امتحان آنها را به راه توحيد بازگرداند . بأساء چنان كه گفته شد گرفتاريهاى غير جسمى و ضراء ضررهاى بدنى است .
95 -
ثُمَّ بَدَّلْنا مَكانَ السَّيِّئَةِ الْحَسَنَةَ حَتَّى عَفَوْا وَ قالُوا قَدْ مَسَّ آباءَنَا الضَّرَّاءُ وَ السَّرَّاءُ
سراء به معنى سرور و وسعت در زندگى است . در سورهء انعام آمده
فَلَمَّا نَسُوا ما ذُكِّرُوا بِهِ فَتَحْنا عَلَيْهِمْ أَبْوابَ كُلِّ شَيْءٍ
انعام / 44 ، معلوم مىشود كه پيامبران گفتهاند : اين امتحانها براى بيدارى شماست ، به هر حال چون آزمايش مورد استفاده نشد . خدا گرفتاريها را به رفاه مبدل كرد تا از لحاظ نفوس و اموال وسعت پيدا كردند و دربارهء امتحانها قضاوتشان آن بود كه گفتند : اينها جريانهاى روزگار است ، پدران ما نيز از چنين چيزها ديدهاند در كار خود باشيد و از اين پيشامدها نهراسيد كه جهان را رسم و عادت چنين است ، در همين طغيان و عصيان و بىاعتنايى بودند كه :
فَأَخَذْناهُمْ بَغْتَةً وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ
عذاب خدا ناگهان رسيد و تار و مار شدند ، از اين آيه به دست مىآيد كه اين يك سنت خدايى است ، در الميزان فرموده : جلو افتادن ضراء از سراء شايد براى تطابق با
مَكانَ السَّيِّئَةِ الْحَسَنَةَ
است كه سيّئة جلو آمده است .