تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 471

مساهمون:

ص٤٧١
مكر و عذاب خدا در پى معصيت بندگان است لذا مذموم نمىباشد ، اين آيه جامعتر از دو آيهء قبلى و شامل هر گرفتارى در هر حال است امن از مكر خدا خسران است پس هر كه از مكر خدا خاطرش جمع است زيانكار مىباشد ، اين هر سه آيه ، از آيهء
وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى . . .
استفاده شده ، اهل القرى در آن آيه كسانى هستند كه گرفتار شده‌اند ولى در سه آيهء اخير كسانى مىباشد كه انذار شده‌اند . 100 -
أَ وَ لَمْ يَهْدِ لِلَّذِينَ يَرِثُونَ الْأَرْضَ مِنْ بَعْدِ أَهْلِها أَنْ لَوْ نَشاءُ أَصَبْناهُمْ بِذُنُوبِهِمْ وَ نَطْبَعُ عَلى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لا يَسْمَعُونَ
تعبير
أَ وَ لَمْ يَهْدِ
در سوره طه / 128 و سجده / 26 نيز آمده است ، فاعل « يهد » ظاهرا قضاياى انبياء گذشته است ، « للذين » مفعول بواسطه ،
أَنْ لَوْ نَشاءُ . . .
مفعول « لم يهد » مىباشد . يعنى : ما امتهاى آن پيامبران را در اثر گناهان گرفتار كرده و به دلهايشان مهرها زديم كه مواعظ پيامبران را نشنيدند آيا اين قضايا بر اسلاف آنها روشن نكرد كه اگر مىخواستيم اينان را نيز مانند گذشتگان گرفتار مىكرديم ؟ آيات چهارگانه گذشته همه كلى بودند ولى اين آيه در عين كلّى بودن روشن مىكند كه علل سقوط اسلافشان در آنها نيز هست و اگر از پيامبرشان اطاعت نكنند راه آنها را خواهند رفت كلمه « نطبع » ظاهرا عطف است بر « اصبناهم » به قولى جملهء جديد است . 101 -
تِلْكَ الْقُرى نَقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنْبائِها وَ لَقَدْ جاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّناتِ فَما كانُوا لِيُؤْمِنُوا بِما كَذَّبُوا مِنْ قَبْلُ كَذلِكَ يَطْبَعُ اللَّهُ عَلى قُلُوبِ الْكافِرِينَ
. اين آيه خطاب به حضرت رسول صلى اللَّه عليه و إله است ، امتهاى پيامبران پنجگانه هم امتحانها را تكذيب كردند و هم دعوت پيامبران را ، آيهء
وَ ما أَرْسَلْنا فِي قَرْيَةٍ
و ما بعدش
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 471 | على اكبر قرشى بنابى