كنند . احتمال دارد كه صاعقه و صيحه توأم با زلزله بوده باشد نه لرزيدن بدنها .
79 -
فَتَوَلَّى عَنْهُمْ وَ قالَ يا قَوْمِ لَقَدْ أَبْلَغْتُكُمْ رِسالَةَ رَبِّي وَ نَصَحْتُ لَكُمْ وَ لكِنْ لا تُحِبُّونَ النَّاصِحِينَ
.
يعنى پس از هلاكت آنها كه اجسادشان را پشت سر مىگذاشت ، خطاب به اجساد آنها يا پيش خودش چنان گفت .
نكتهها
ناقة صالح : در بيان جريان نوح عليه السّلام گفته شد : ظاهرا سنت خدا بر آن جارى است كه آنهايى كه پيامبران را رو در رو و با ديدن معجزات انكار مىكنند بدست پيامبران يا بلاى آسمانى از بين بروند چنان كه دربارهء قوم نوح و هود و صالح چنين شد ، اما راجع به ناقه صالح بايد ديد چه جور ناقهاى بوده است .
در آيهاى آمده است :
هذِهِ ناقَةٌ لَها شِرْبٌ وَ لَكُمْ شِرْبُ يَوْمٍ مَعْلُومٍ
شعراء / 155 شرب ( بر وزن جسر ) به معنى نوبت آب و حصه آب است ، معلوم مىشود يك نوبت از آب مال ناقه و يك نوبت مال مردم بوده است و ناقه در نوبت خود همه آب را مىخورده است ، در آيه ديگر چنين است :
وَ نَبِّئْهُمْ أَنَّ الْماءَ قِسْمَةٌ بَيْنَهُمْ كُلُّ شِرْبٍ مُحْتَضَرٌ
قمر / 28 به آنها بگو كه آب ميان آنها و ناقه مقسوم است در هر نوبت فقط صاحب نوبت حاضر شونده است نه ديگرى . اين هم نظير آيه سابق است ، بايد خوراك ناقه نيز به تناسب آب باشد لذا فرموده :
فَذَرُوها تَأْكُلْ فِي « أَرْضِ اللَّهِ
اعراف / 73 هود / 64 يعنى با چريدنش هم كارى نداشته باشيد از آيه
فَقالَ لَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ ناقَةَ اللَّهِ وَ سُقْياها
شمس / 13 نيز مسئله نوبت آب كاملا روشن مىشود . آيا صالح در يك دهى بود كه فقط يك چشمه داشته و آن را هم شتر مىخورده است و يا اين نوبتگيرى در يك محلّه از شهر بوده است اللَّه اعلم .