ديگران و مستضعف و مستكبر نيز پيش آمده است ، بالاخره نصايح صالح عليه السّلام مؤثر واقع نمىشود ، ناقهء او را كه يك آيت خدايى بود و به تدريج مردم را به هوش مىآورد مىكشند ، به فاصلهء سه روز عذاب و صاعقه بر آنها نازل مىشود و طبق سنت خدايى كه در جريان نوح و هود گفته شد از بين مىروند .
73 -
وَ إِلى ثَمُودَ أَخاهُمْ صالِحاً قالَ يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ
.
يعنى : به سوى قوم ثمود برادرشان صالح را فرستاديم ، « اخاهم » حاكى است كه خود از آن قوم بوده است در آيات گذشته گفتيم : مراد از
اعْبُدُوا اللَّهَ
يگانه شدن براى خدا و پيروى از فرمانهاى اوست در همهء مراحل زندگى چنان كه ابراهيم عليه السّلام فرمود :
إِنَّ صَلاتِي وَ نُسُكِي وَ مَحْيايَ وَ مَماتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ
انعام / 162 از
اعْبُدُوا اللَّهَ
مىدانيم كه صالح و قومش در وجود خدا اختلافى نداشتهاند دعوا در سر عبادت و بندگى بود لذا اضافه مىكند كه اگر دربارهء اللَّه فكر كنيد خواهيد ديد كه معبودى جز او نداريد و نمىتواند باشد .
قَدْ جاءَتْكُمْ بَيِّنَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ هذِهِ ناقَةُ اللَّهِ لَكُمْ آيَةً فَذَرُوها تَأْكُلْ فِي أَرْضِ اللَّهِ
.
استدلال است بر نبوت خويش با معجزه كه ناقه باشد ، اضافهء ناقه به اللَّه حاكى است كه آن مثل ناقههاى معمولى نبوده است .
از آيهء 155 سورهء شعراء و 27 سورهء قمر معلوم مىشود كه آب آن قريه ميان مردم و ناقه تقسيم شده بود ، لا بد همهء آب را مىآشاميده است ، در نكتهها به آن اشاره خواهد شد . اينكه مىگويد : بگذاريد در زمين خدا بخورد معلوم مىشود كه چريدن او را مزاحمت مىپنداشتند و نيز ماندن ناقه به تدريج دعوت صالح را ترويج مىكرد .
وَ لا تَمَسُّوها بِسُوءٍ فَيَأْخُذَكُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ
.