نتيجهء مزاحمت به ناقه گرفتار شدن به عذاب بود ، معلوم است كه ناقه به تنهايى مىتوانست وجودش اثبات نبوت صالح باشد .
74 -
وَ اذْكُرُوا إِذْ جَعَلَكُمْ خُلَفاءَ مِنْ بَعْدِ عادٍ وَ بَوَّأَكُمْ فِي الْأَرْضِ تَتَّخِذُونَ مِنْ سُهُولِها قُصُوراً وَ تَنْحِتُونَ الْجِبالَ بُيُوتاً
.
پس از استدلال به نبوّت خويش ، دو چيز را يادآورى كرده است يكى اينكه خدا آنها را جانشينان زمين بعد از قوم عاد فرموده است اين در عين نعمت بودن تهديد نيز هست و آنها از جريان قوم عاد مطلع بودهاند ، ديگرى آنكه :
خدا به آنها امكان و پيشرفت داده بود كه مىتوانستند در دشت و كوه ساختمان كنند ، سپس به طور كلّى نعمتهاى خدا را يادآورى كرده كه :
فَاذْكُرُوا آلاءَ اللَّهِ وَ لا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ
.
پس مطلق نعمتهاى خدا را ياد كنيد و براى فساد تلاش نكنيد ، از آيه
وَ كانَ فِي الْمَدِينَةِ تِسْعَةُ رَهْطٍ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ وَ لا يُصْلِحُونَ
نمل / 48 معلوم مىشود كه اشراف و پيروان آنها فساد به بار مىآورده و مردم را استعمار مىكردهاند .
75 -
قالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا مِنْ قَوْمِهِ لِلَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا لِمَنْ آمَنَ مِنْهُمْ أَ تَعْلَمُونَ أَنَّ صالِحاً مُرْسَلٌ مِنْ رَبِّهِ قالُوا إِنَّا بِما أُرْسِلَ بِهِ مُؤْمِنُونَ
گفتگويى است ما بين مستضعفين و متكبرين
لِمَنْ آمَنَ
بدل است از
لِلَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا
، معلوم مىشود كه مؤمنان از طبقه پائين بودهاند .
به نظرم منظور از اين سؤال آن بوده كه پايگاه مردمى صالح را ارزيابى كنند : از بعضى آيات معلوم مىشود كه ميان مؤمنان و كافران ستيزى بوده است
وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا إِلى ثَمُودَ أَخاهُمْ صالِحاً أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ فَإِذا هُمْ فَرِيقانِ يَخْتَصِمُونَ
نمل / 45 . به هر حال مؤمنان به صراحت گفتهاند كه : ما به نبوت صالح ايمان داريم .