تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 452

مساهمون:

ص٤٥٢
ظهور
وَ كانَ فِي الْمَدِينَةِ تِسْعَةُ رَهْطٍ
نمل / 48
تَتَّخِذُونَ مِنْ سُهُولِها قُصُوراً . . .
در آن است كه شهر بزرگى بوده است . به هر حال از آيات معلوم مىشود كه آن ، ناقه عجيب الخلقه‌اى بوده است و اگر آن طور نبود معجزه نمىتوانست باشد . در روضه كافى حديث 214 از امام صادق عليه السّلام در ضمن حديثى نقل شده : آن ناقه حامله‌اى بود كه بنا به درخواست قوم صالح از سنگ آفريده شد در نوبت خود همه آب را مىنوشيد و همه آن قوم ، صغير و كبير از شير آن مىخوردند آب را فقط يك روز در ميان مىخورد . ابن اثير در تاريخ خود مىگويد : صالح به كنار سنگ آمد و دعا كرد ، سنگ شكافته شد و ناقه از آن بيرون آمد و فى الفور بچه زائيد ، آن گاه راجع به آب خوردن و شير دادن آن مثل كافى گفته است . طبرسى نيز در تفسير سورهء اعراف چنين نقل نموده است ، مجلسى رحمه اللَّه در بحار روايات آن را ضمن شرح صالح آورده است . روايات اتفاق دارند در اينكه ناقه صالح از مادر زائيده نشده ، بلكه خلقت آن از سنگ به وسيله اعجاز بوده است ، مثل اژدها شدن عصاى موسى و اين عجب نيست . زيرا خدا به هر چيز توانا است مادهء اوليه ناقه و سنگ هر دو يك چيز است چنان كه در قاموس قرآن در « عصا » گفته شده است .