بعد از خواب ديدن به پدرش مىگويد :
إِنِّي رَأَيْتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَباً
بعد از مدتها كه پدر و مادر و يازده برادرش وارد مصر شده و به او خضوع كردند گفت :
يا أَبَتِ هذا تَأْوِيلُ رُءْيايَ مِنْ قَبْلُ
يوسف / 100 پدرم اين تأويل و عينيت خواب قبلى من است ، پس اگر قرآن از وقوع امرى در دنيا يا در آخرت خبر دهد ، تأويل آن واقع شدنش مىباشد ، در آن موقع بىاعتنايان به قرآن ، خواهند گفت : پيامبران از حق خبر داده بودند ، زيرا كه عينيت را به چشم خود خواهند ديد . و خواهند گفت :
فَهَلْ لَنا مِنْ شُفَعاءَ فَيَشْفَعُوا لَنا أَوْ نُرَدُّ فَنَعْمَلَ غَيْرَ الَّذِي كُنَّا نَعْمَلُ
شفاعت براى آنست كه عفو شوند ، برگشتن براى آنكه نيكوكار گردند ، اين آيه گر چه مىشود راجع به آمدن گرفتارى در دنيا باشد ولى ظهورش در قيامت است
قَدْ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَ ضَلَّ عَنْهُمْ ما كانُوا يَفْتَرُونَ
به نظر الميزان ، اين قسمت ، علت يكى از دو سؤال فوق است يعنى چرا مىگويند : اى كاش شافعى داشتيم و يا به دنيا برمىگشتيم زيرا كه خود را با شرك و گناه به ضرر انداختهاند و معبودهاى باطل از آنها گم گشتهاند .
54 -
إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ
.
اين آيه در مقام استدلال است بر اينكه بايد از معبودهاى باطل بريده به سوى خدا آئيد كه آفريننده اوست .
بنا بر آنچه ذيل آيهء بيست نهم از سورهء بقره گفتهايم مراد از سماوات طبقات هفتگانهء هوا است . مراد از شش روز شش دوران است و منظور از استقرار بر عرش ادارهء آنها بعد از خلقت است نظير سوار كردن يك كارخانه و به كار انداختن آن « 1 » .
هامش
( 1 ) دربارهء عرش معناى ديگرى هست كه انشاء اللَّه در ذيل آيهءوَ تَرَى الْمَلائِكَةَ حَافِّينَ مِنْ حَوْلِ الْعَرْشِزمر / 75 خواهد آمد .