به طور قهر سوق دهى كه عبارت اخراى رام كردن است . مسخر :
رام شده . جمع آن مسخرات است .
الخلق : مراد از خلق در اينجا آفريدن و از ( الامر ) اداره كردن و دستور حركت است .
تبارك : بركت : فائدهء ثابت
تَبارَكَ اللَّهُ
خدا هميشه مفيد است .
تضرعا : تضرع : تذلل و خود كم بينى . ( زارى ) .
خفيه : بضم اول ، مصدر است به معنى پنهانى .
معتدين : عدو ، اعتداء : تجاوز . معتد : متجاوز ، جمع آن معتدون است .
بشرا : بشارت و بشرى : خبر مسرت بخش . بشير : مژده دهنده . جمع آن بشر ( بر وزن قفل ) است .
اقلت : اقلال : برداشتن . يعنى برداشتن چيزى كه نسبت به قدرت حامل قليل است .
أَقَلَّتْ سَحاباً
: بادها ابر را برداشتند .
سحابا : سحابه : ابر . سحاب اسم جنس جمعى است : ابرها .
ثقالا : جمع ثقيل به معناى سنگين است .
سقناه : سوق : راندن . « سقناه » رانديم آن را .
بلد : سرزمين .
نباته : نبات و نبت : روئيدن و روئيده شده اعم از درخت و علف .
نكدا : نكد ( بر وزن عقل ) مشقت و سختى و ( بكسر كاف ) كم فائده .
نصرف : صرف : برگرداندن . تصريف برگرداندن با مبالغه .
شرحها
در تعقيب بيان حال موحدين و مشركين در اين آيات فرموده : ما كتابى روشن از روى علم خود بر ايشان فرستادهايم ، خبرهاى آن روزى واقع خواهد