25 -
وَ مِنْهُمْ مَنْ يَسْتَمِعُ إِلَيْكَ وَ جَعَلْنا عَلى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَنْ يَفْقَهُوهُ وَ فِي آذانِهِمْ وَقْراً
.
ادامه گناه و كفر در قلب اثر گذاشته و به تدريج استعداد اصلاح و ايمان را كم مىكند ، تا جايى كه شخص حقيقت را افسانه تلقى مىكند و به آن اعتنايى نمىنمايد ، خدا دربارهء اين گونه اشخاص فرموده :
كَلَّا بَلْ رانَ عَلى قُلُوبِهِمْ ما كانُوا يَكْسِبُونَ
مطففين / 14 .
اين حالت ، غلافى است بر قلب و ثقلى است بر گوش كه آنها را از شنيدن و فهميدن حق باز مىدارد ، اين اشخاص از روى عناد و لجاجت كافر هستند نه از روى جهل ، عقلا عقيده دارند ولى به عقيدهء خود تسليم نيستند و بجاى گوش سپردن و دقت ، مجادله مىكنند چنان كه از ذيل آيه روشن است .
وَ إِنْ يَرَوْا كُلَّ آيَةٍ لا يُؤْمِنُوا بِها حَتَّى إِذا جاءُوكَ يُجادِلُونَكَ يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هذا إِلَّا أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ
در اثر « اكنه - وقر » برخوردشان با آيات وحى چنين مىشود كه به هيچ آيهاى تسليم نمىشوند و با رهبران توحيد به مجادله برمىخيزند و حقائق را افسانه معرفى مىكنند
وَ جَحَدُوا بِها وَ اسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ
نمل / 14 .
26 -
وَ هُمْ يَنْهَوْنَ عَنْهُ وَ يَنْأَوْنَ عَنْهُ وَ إِنْ يُهْلِكُونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ وَ ما يَشْعُرُونَ
.
يعنى آنها ديگران را از ايمان به قرآن نهى مىكنند و خود نيز از آن دور مىشوند ولى ندانسته خود را بدبخت مىكنند ، تخلّف از حق و توحيد به زيان است نه به سود .
ضمير « عنه » در هر دو مورد راجع به قرآن است به قرينه
أَنْ يَفْقَهُوهُ