تزعمون : زعم : قول باطل و دروغ . راغب گويد قول محتمل الكذب را بلفظ زعم نقل مىكنند . « تزعمون » يعنى به دروغ مىگوئيد و باطل فكر مىكنيد .
فتنتهم : فتنه : امتحان : فتن در اصل گذاشتن طلا در آتش است تا خوبى و بدى آن معلوم شود ، آن در آيه به معنى معذرت و جواب است .
اكنة : كن ( به فتح - ك ) پوشاندن و بكسر ( ك ) به معنى غلاف و حجاب و پوشش است جمع آن « اكنه » و « اكنان » مىباشد .
يفقهوه : فقه : فهم و درك . « ان يفقهوه » اينكه درك كنند آن را .
آذانهم : اذن ( بر وزن شتر ) گوش . جمع آن آذان است .
وقرا : وقر : ( بكسر - و ) بار سنگين يا مطلق بار و بفتح ( و ) ثقل سامعه .
اساطير : سطر : نوشتن . اساطير : نوشتههاى باطل و افسانهها ، مفردش اسطوره است بقولى آن جمع الجمع است و جمع اولى اسطار مىباشد .
ينئون : نأى : دور شدن « ينئون » دور مىشوند .
وقفوا : وقف : حبس شدن و حبس كردن . چون با « على » متعدى شود معنى اشراف مىدهد
وُقِفُوا عَلَى النَّارِ
يعنى : بر آتش مشرف شدند .
بدأ : به دو : آشكار شدن « بدا » آشكار شد .
شرحها
آيات شريفه حالات مشركان و طرفداران باطل را از راههاى مختلف بررسى مىكند و نشان مىدهد كه لجاجت و انحراف از مسير توحيد ، جز خسران و بدبختى و سقوط فائدهاى نخواهد داشت .
21 -
وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى عَلَى اللَّهِ كَذِباً أَوْ كَذَّبَ بِآياتِهِ إِنَّهُ لا يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ
.