تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 198

مساهمون:

ص١٩٨
تزعمون : زعم : قول باطل و دروغ . راغب گويد قول محتمل الكذب را بلفظ زعم نقل مىكنند . « تزعمون » يعنى به دروغ مىگوئيد و باطل فكر مىكنيد . فتنتهم : فتنه : امتحان : فتن در اصل گذاشتن طلا در آتش است تا خوبى و بدى آن معلوم شود ، آن در آيه به معنى معذرت و جواب است . اكنة : كن ( به فتح - ك ) پوشاندن و بكسر ( ك ) به معنى غلاف و حجاب و پوشش است جمع آن « اكنه » و « اكنان » مىباشد . يفقهوه : فقه : فهم و درك . « ان يفقهوه » اينكه درك كنند آن را . آذانهم : اذن ( بر وزن شتر ) گوش . جمع آن آذان است . وقرا : وقر : ( بكسر - و ) بار سنگين يا مطلق بار و بفتح ( و ) ثقل سامعه . اساطير : سطر : نوشتن . اساطير : نوشته‌هاى باطل و افسانه‌ها ، مفردش اسطوره است بقولى آن جمع الجمع است و جمع اولى اسطار مىباشد . ينئون : نأى : دور شدن « ينئون » دور مىشوند . وقفوا : وقف : حبس شدن و حبس كردن . چون با « على » متعدى شود معنى اشراف مىدهد
وُقِفُوا عَلَى النَّارِ
يعنى : بر آتش مشرف شدند . بدأ : به دو : آشكار شدن « بدا » آشكار شد .

شرحها

آيات شريفه حالات مشركان و طرفداران باطل را از راههاى مختلف بررسى مىكند و نشان مىدهد كه لجاجت و انحراف از مسير توحيد ، جز خسران و بدبختى و سقوط فائده‌اى نخواهد داشت . 21 -
وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى عَلَى اللَّهِ كَذِباً أَوْ كَذَّبَ بِآياتِهِ إِنَّهُ لا يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ
.