موفقيت آن حضرت بود .
ما بين شيعه و اهل سنت اختلاف عجيبى وجود دارد كه اهل سنت مىگويند ابو طالب ايمان نياورد و مشرك از دنيا رفت و هر چه از رسول خدا حمايت كرد به واسطهء قوميت بود نه ايمان ، آنها كه از اهل سنت اين نغمه را ساز كردهاند بيشتر براى عداوت على عليه السّلام بوده نه براى عداوت به ابى طالب ، شيعه به پيروى از امامان عليهم السّلام عقيده دارند كه ابو طالب عليه السّلام ايمان آورد و مؤمنا از دنيا رفت .
يكى از دلائل اهل سنت آيهء
وَ هُمْ يَنْهَوْنَ عَنْهُ وَ يَنْأَوْنَ عَنْهُ . . .
است كه گويند در حق ابى طالب نازل شده است . حق مطلب آن است كه : افسانه عدم ايمان ابو طالب ساختهء خلفاء بنى عباس است ، خلفاى عباسى براى آنكه خويش را به خلافت از علويين لا يقتر نشان دهند ميان مردم تبليغ مىكردند كه جد ما عباس بن عبد المطلب به رسول خدا ايمان آورد ولى ابو طالب كه جد علويين است مشرك از دنيا رفت پس ما به خلافت از آنها احقيم « 1 » .
مثلا ابن كثير در تفسير خود ذيل آيهء شريفه از سفيان ثورى از حبيب بن ثابت از كسى كه از ابن عبّاس شنيده نقل مىكند كه آيه درباره ابو طالب نازل شد او مردم را از اذيت پيغمبر نهى مىكرد اما خودش ايمان نمىآورد و نيز آن را از عطاء بن دينار نقل مىكند ولى خود آن را قبول ندارد ، در مجمع آن را از عطاء و مقابل نقل كرده و گويد : مجعول است .
ناگفته نماند سفيان ثورى در سال 161 هجرى ، مقاتل در سال 150 ، عطاء بن دينار در زمان منصور عباسى از دنيا رفته است ، اينها همه در زمان عباسى بوده بوده و همه از ملاهاى دربارى بودهاند و براى لقمهء نانى به خلفاى عباسى قد خم مىكردهاند .
هامش
( 1 ) اين سخن از مرحوم شهيد مرتضى مطهرى است .