تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
شما كه مىپنداشتيد كجايند ؟ 23 - سپس معذرت آنها جز اين نباشد كه گويند قسم به خدا كه پروردگار ما است ما مشرك نبوديم . 24 - ببين چگونه بر ضرر خويش دروغ گفتند و آنچه ساخته بودند از آنها مفقود گرديد . 25 - از آنها كسانى هستند كه ( وقت قرائت قرآن ) به تو گوش فرا مىدهند ولى بر دلهايشان سرپوشها نهاده‌ايم از اينكه آن را بفهمند و در گوشهايشان سنگينى قرار داده‌ايم ، اگر هر آيه‌اى ببينند به آن ايمان نياورند تا چون پيش تو آيند با تو مجادله مىكنند كافران مىگويند اين ( كتاب ) جز افسانه‌هاى گذشتگان نيست . 26 - و هم آنها از مصاحبت پيغمبر منع مىكنند و خود از او دورى مىجويند ولى جز خودشان را هلاك نمىكنند ( اما ) نمىفهمند . 27 - اى كاش مىديدى آن دم كه بر ( كنار ) آتش محبوس شده‌اند ، گويند اى كاش باز مىگشتيم و آيات پروردگارمان را تكذيب نمىكرديم و از مؤمنان مىشديم . 28 - ( چنين نيست ) بلكه آنچه مخفى مىكردند بر آنها آشكار شده و اگر بازگشت يابند به آنچه از آن منع شده‌اند باز مىگردند و آنها دروغگويند . 29 - گفتند : هيچ نيست مگر اين زندگى دنياى ما ، و ما برانگيخته شدگان خواهيم بود . 30 - اى كاش مىديدى كه در بازخواست خدايى بازداشت شده‌اند و گويند : آيا اين حق نيست ؟ گويند بلى به پروردگارمان سوگند ، گويد : پس براى آن انكار كه مىكرديد اين عذاب را تحمل كنيد .

كلمه‌ها

افترى : افتراء : جعل دروغ . اصل آن فرى به معنى بريدن و شكافتن است . يفلح : فلح ( بر وزن شرف ) و فلاح : رستگارى هكذا افلاح فعلهاى آن همه از باب افعال است . نحشرهم : حشر : جمع كردن « حشر الناس : جمعهم » مراد از آن در آيهء بعثت روز قيامت است .
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 197 | على اكبر قرشى بنابى