را آشكار مىكند ، به قرآن و قوانين خدا و ايمان و هدايت نيز نور اطلاق مىشود .
يعدلون : عدل : برابرى . مثل .
بِرَبِّهِمْ يَعْدِلُونَ
يعنى : معبودهاى خود را با خدا برابر مىكنند و مانند او مىدانند .
طين : گل : به گل خشك شده نيز طين گويند نكره بودن آن مبين خصوصيت است .
قضى : قضاء در اصل به معنى فيصله دادن و محكم كردن است ، آن در آيه به معنى تعيين است كه از مصاديق فيصله دادن مىباشد .
اجل : مدت معين . اجل انسان مدت زنده بودن او است .
مسمى : تسميه شده و معين شده ( اسم مفعول از باب تفعيل ) .
تمترون : مريه و امتراء : مردد بودن « تمترون » ترديد مىكنيد .
جهركم : جهر : آشكار شدن و آشكار كردن . آن در آيه به معنى آشكار شده است مصدر به معنى مفعول ( مجهور ) .
شرحها
در اين آيات روشن شده كه آفرينندهء آسمانها و زمين و پديد آورندهء تاريكيها و روشنايى خدا است و نيز آفرينندهء انسان و تعيين كنندهء مدت زنده بودن او خداست ، حكومت و تسلط خدا همهء جهان را فرا گرفته است ، از آشكار و نهان و اعمال مردم آگاه است ، مىشود گفت كه اين سه آيه عنوان و چكيدهء اين سوره است و همهء مطالب آن از اين سه آيه سرچشمه گرفته و مشروح آنها است .