چراغى در نظر مىگيريم كه در آن يك ليتر نفت ريختهايم ، مدت روشن بودن چراغ دو ساعت خواهد بود به شرط آنكه بادى آن را خاموش نكند و يا نفت تازهاى نريزند . يا مىگوئيم : اين عمارت صد سال عمر دارد به شرط آنكه زلزله ويرانش نكند و يا هر سال تعميرش نكنند در اينجا دو ساعت و صد سال اجل مسمى و آمدن باد ، ريختن نفت تازه زلزله و تعمير ، تعيين كنندهء اجل مشروط و معلق است .
على هذا يك انسان مثلا بطور متعارف قدرت هفتاد سال عمر را دارد ، اين اجل تعيين شدهء اوست ولى فوت با تصادف يا عمر بيش از هفتاد به وسيلهء دارو يا عوامل ديگر تعيين كنندهء اجل معلق است در اين صورت صدى نود پنج مردمان با اجل معلق از دنيا مىروند از امام صادق عليه السّلام نقل شده : كسانى كه با گناه از دنيا مىروند از آن كه با اجل مىميرند بيشتر هستند آنان كه با احسان زندگى مىكنند . از آنها كه با اجل زندگى مىكنند زيادتر مىباشند راجع به تغيير اجل رجوع شود به آيات سورههاى ابراهيم / 10 ، نوح / 4 و 10 ، نحل / 118 ، يونس / 13 ، فاطر / 11 و قاموسى قرآن ( رجل اجل معلق ) .
3 -
وَ هُوَ اللَّهُ فِي السَّماواتِ وَ فِي الْأَرْضِ يَعْلَمُ سِرَّكُمْ وَ جَهْرَكُمْ وَ يَعْلَمُ ما تَكْسِبُونَ
.
اين آيه مكمل دو آيهء فوق است يعنى ديگر در جهان اعم از عالم بالا و پائين خدايى و معبودى نيست ، نظير
وَ هُوَ الَّذِي فِي السَّماءِ إِلهٌ وَ فِي الْأَرْضِ إِلهٌ . . .
زخرف / 84 مراد از
ما تَكْسِبُونَ
به نظرم مطلق اعمال و از « سر و جهر » سخنان و افكار است مثل
سَواءٌ مِنْكُمْ مَنْ أَسَرَّ الْقَوْلَ وَ مَنْ جَهَرَ بِهِ
رعد / 10
وَ أَسِرُّوا قَوْلَكُمْ أَوِ اجْهَرُوا بِهِ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ
ملك / 13 الميزان جهر و سر را شامل اعمال دانسته و
ما تَكْسِبُونَ
را حالات روحى