1 -
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ جَعَلَ الظُّلُماتِ وَ النُّورَ
.
الف و لام حمد يا براى استغراق و يا براى جنس است و در هر دو صورت معنايش عموم حمدهاست كه اختصاص به خدا دارد چون خالق همه اوست و افاضه به همه از او است ، مراد از « ظلمات و نور » ظلمات و نور مادى است ، علت آمدن « جعل » بجاى « خلق » آن است كه خلقت آسمانها وجود ظلمت و نور را لازم گرفته و به عبارت ديگر در مرحله دوم خلقتند مثل اينكه بگوئيم : ديوار را آفريدم و سايهاش را قرار دادم ، زمخشرى در كشاف گويد : فرق خلق و جعل آن است كه در « خلق » معناى اندازهگيرى و در « جعل » معناى تضمين هست مثل به وجود آوردن چيزى از چيزى .
نگارنده گويد : شايد به اين علت است كه در قرآن مجيد نور و ظلمت همه جا با لفظ « جعل » آمده است .
ناگفته نماند : در قرآن همه جا « ظلمات » با لفظ جمع آمده است و لفظ « ظلمة » يك بار نيز نيامده است حتى در جاهايى كه مىبايست مفرد آيه مثل :
وَ لا حَبَّةٍ فِي ظُلُماتِ الْأَرْضِ
انعام / 59 ، و در بعضى از آيات آمده
خَلْقاً مِنْ بَعْدِ خَلْقٍ فِي ظُلُماتٍ ثَلاثٍ
فاطر / 20 به نظر مىآيد در تشكيل ظلمت و تاريكى يك حقائق فيزيكى هست كه به آن جهت پيوسته جمع آمده است و اللَّه اعلم به هر حال
الَّذِي خَلَقَ . . .
استدلال است براى
الْحَمْدُ لِلَّهِ
.
ثُمَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ يَعْدِلُونَ
.
اين كفر و انكار از روى عمد و يك نوع لجاجت است يعنى كفار معبودهاى خود را با پروردگار برابر مىكنند با آن كه مىدانند معبودهاى آنها دخالتى در خلقت عالم ندارند
لا يَخْلُقُونَ شَيْئاً وَ هُمْ يُخْلَقُونَ
نحل 20 پس بايد معبودهم