نباشند .
2 -
هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ طِينٍ ثُمَّ قَضى أَجَلًا وَ أَجَلٌ مُسَمًّى عِنْدَهُ ثُمَّ أَنْتُمْ تَمْتَرُونَ
.
آيهء اول دربارهء خلقت آسمانها و زمين بود ، اين آيه در زمينهء خلقت انسان است كه عالم صغير مىباشد و تعيين اجل او است و دليل دوم
الْحَمْدُ لِلَّهِ
است ، ظهور « تمترون » شك در وجود خدا است و چون انسان به وجود خودش آگاهتر است لذا به لفظ خطاب « تمترون » آمده است به خلاف آيهء سابق كه راجع به خلقت آسمانها و زمين بود ، اگر انسان به مسألهء ضرورى علت و معلول و خلقت خويش توجه كند جايى براى شك در وجود خدا نخواهد داشت .
در اينجا دو مسئله است يكى اينكه : خلقت انسان داراى دو مرحله است مرحلهء اول خلقت انسان از خاك و گل ، چنان كه در اين آيه و آيات ديگر آمده است دوم تكثير نسل انسان به واسطهء نطفه و توالد و تناسل است قرآن فرمايد :
الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ وَ بَدَأَ خَلْقَ الْإِنْسانِ مِنْ طِينٍ ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ ماءٍ مَهِينٍ
سجده 7 - 8 از قرار معلوم خلقت سائر حيوانات و علفها و درختان نيز چنين است .
ديگرى آنكه براى انسان دو گونه اجل هست يكى اجل مشروط كه در صورت پيدا شدن شرط خواهد آمد ديگرى اجل حتمى كه بالاخره خواهد رسيد و تغيير ناپذير مىباشد ، اجل اول قابل محو و اثبات و تقديم و تأخير است ولى اجل دوم ثابت و غير قابل تغيير مىباشد از امام صادق عليه السلام نقل شده : دو اجل وجود دارد اجل موقوف ( مشروط ) خدا در آن هر چه ( از زياد كردن و كم كردن ) بخواهد مىكند و اجل حتمى مراد از
أَجَلٌ مُسَمًّى
اجل حتمى است زيرا « عنده » دلالت بر ثبات و دوام دارد .