الميزان فرموده : در قرآن به مقتول در راه خدا « شهيد » گفته نشده و آن از مستحدثات اسلامى است ، پس مراد از « شهداء » در آيه شاهدان بر اعمال مردم هستند ، در المنار هر دو وجه را گفته و وجه اول را ترجيح داده است . بهر حال مقتولين در راه خدا را شهيد گفتهاند كه روز قيامت بر اعمال مردم شاهد خواهند بود و يا بعد از مرگ نعيم خدا را مشاهده مىكنند و يا اينكه خدا و ملائكه باهل بهشت بودن آنها شهادت دادهاند .
وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ الظَّالِمِينَ
شايد اشاره است كه مقام شهادت بهر كسى نصيب نمىگردد ، خدا فقط پاكان را به اين امر مىگزيند . علّت پنجم و ششم آيهء :
141 -
وَ لِيُمَحِّصَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ يَمْحَقَ الْكافِرِينَ
و تا مؤمنان را خالص گرداند و كفار را بتدريج ناقص و زايل كند ، گويند مراد از تمحيص مؤمنين خالص كردن آنها از گناهان است ، ولى ظاهرا مراد خالص كردن ايمان آنها از آلودگيهاى شرك و كفر است چنان كه فرموده :
وَ لِيُمَحِّصَ ما فِي قُلُوبِكُمْ
آل عمران / 154 ، آرى مداوله و نشيب و فرازها همچون بوتهء طلا ايمان مؤمن را خالص و پاك مىكند و توجه او را به خدا و دين مىافزايد « 1 » .
و نيز ، خدا در اثر مداوله كفار را بتدريج محو و زايل مىكند ، منظور آن نيست كه كفار را از بين مىبرد ، بلكه كفار در روز غلبه طغيان و ستم مىكنند و در روز شكست مأيوس مىگردند بدين وسيله آنچه از فضيلت و انسانيت در آنها وجود دارد بتدريج از بين رفته چيزى باقى نمىماند ، مثلا معاويه روزى كه با پدرش در برابر رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله مغلوب شد بدروغ اسلام آورد ، معلوم شد در بت پرستى استقامت نداشته است و آن روز كه بر مسلمانان حاكم شد ، ظلم و جور پيشه كرد ،
هامش
( 1 ) موقعى كه اين قسمت از تفسير را مىنوشتم روز 3 ج 2 / 1398 طرف ظهر در بافت كرمان در تبعيد بودم ، اين تبعيد و زجر فاصلهء مرا از ستمگران بيشتر كرده و تنفرم را به آنها افزوده است و اين يك نوع خالص شدن ايمان من از دوستى ستم پيشگان است .