كردهاند معلوم نكرده و استقامت كنندگان را معلوم ننموده است .
143 - شما پيش از آنكه مرگ را ملاقات كنيد آن را آرزو مىكرديد پس آن را ديديد و به آن تماشا مىكرديد ( چرا فرار كرديد يا چرا اعتراض مىكنيد ) ! !
144 - محمد جز يك پيامبر نيست كه پيش از او پيامبران آمده و در گذشتهاند ، پس اگر او بميرد يا كشته شود شما عقبگرد مىكنيد ، هر كه عقبگرد كند ضررى به خدا نمىزند خدا به زودى شاكران را پاداش مىدهد .
145 - بر هيچ كس نيست كه بميرد جز باذن خدا نوشتهاى است مدت دار ، هر كه پاداش دنيا بخواهد او را از آن مىدهيم و هر كه پاداش آخرت بخواهد او را نيز از آن مىدهيم و حتما شكر گزاران را پاداش مىدهيم .
كلمهها
تهنوا : وهن به معنى ضعف روحى و جسمى است مراد از آن ضعف روحى است . « لا تهنوا » يعنى احساس ضعف نكنيد ، روحيهء خود را از دست ندهيد و سست شويد .
الاعلون : جمع اعلى به معنى برتر .
قرح : زخم . راغب گويد : بضم اول جراحتى است از باطن مانند دمل و بفتح اول زخمى است كه از خارج برسد . مراد از آن ظاهرا شكست است المنار آن را شامل قتل و جرح دانسته است .
نداولها : دول : گرديدن . « دال الايام : دارت » نداول : مىگردانيم .
شهداء : جمع شهيد . رجوع شود به « شرحها » .
يمحص : محص : خالص شدن از عيب . تمحيص خالص كردن .
يمحق : محق : نقصان و زايل شدن تدريجى . لازم و متعدى آيد .
تمنون : آرزو مىكرديد . تمنى : آرزو كردن ( قاموس قرآن ) .
خلت : خلاء و خلو : خالى شدن در مورد گذشت زمان نيز به كار مىرود .