كه از آن حضرت دفاع مىكردند ، دشمن در اين جنگ حتى از سنگ اندازى استفاده كرد ، يكى از آن سنگها به صورت پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله اصابت نمود و دندانهاى جلوى دهانش را شكست و حلقههاى آهنين زره در صورتش فرو رفت ، يكى از اصحابش كه بوسيلهء دندانهايش حلقهها را بيرون مىكشيد دندانهايش شكست .
آن حضرت چند روزى وضوى جبيره مىگرفت .
پس از ساعتها جنگ و دلاورى ، على عليه السّلام و ابو دجانه توانستند رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله را از گودالى كه در آن افتاده بود بيرون آورده و بغارى كه در كوه احد بود برسانند كه از تيراندازان و سنگ اندازان دشمن در امان باشد ، در اين جنگ هفتاد نفر از مسلمانان شهيد گرديدند ، كفار بدنهاى شهداء را پاره پاره ( مثله ) كردند ، جنازه حضرت حمزه بيشتر از همه صدمه ديد ، على بن ابى طالب حدود هفتاد زخم برداشت .
دشمن مسلمانان را در كوه تعقيب نكرد ، فراريان در كوه به طرف رسول خدا آمدند ابو سفيان باردوگاه خود برگشت و بسوى مكه حركت نمود ، اين بود مجملى از جنگ « احد » كه در بيان آيات از آن استفاده خواهد شد .
121 -
وَ إِذْ غَدَوْتَ مِنْ أَهْلِكَ تُبَوِّئُ الْمُؤْمِنِينَ مَقاعِدَ لِلْقِتالِ وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ
مشهور است كه آن حضرت بعد از نماز جمعه از مدينه خارج شد در اين صورت مراد از « غدوت » مطلق خارج شدن است و يا اين نقل صحت ندارد و يا علّت ديگرى دارد ، « تبوى » حاكى است كه تعيين مواضع لشگريان زير نظر آن حضرت بوده است ، و چون دربارهء خارج شدن و در شهر ماندن بسيار چيزها گفته شده بود و مىگفتند و چيزهايى هم در دل داشتند ، ظاهرا بدين جهت در ذيل آيه آمده :
وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ
خدا به گفتگوهاى ضد و نقيض كه مىگفتند شنوا و به افكار مخالف و موافق داناست .