تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
نمايانگر آن است كه خدا به اين كارها تواناست و از روى حكمت كار مىكند . 127 -
لِيَقْطَعَ طَرَفاً مِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَوْ يَكْبِتَهُمْ فَيَنْقَلِبُوا خائِبِينَ
ظاهر آن است كه « ليقطع » علّت است بر
نَصَرَكُمُ اللَّهُ
در آيهء 123 كه گذشت ، مراد از قطع طرف به نظرم گرفتن كاروان قريش و مراد از « يكبتهم » كشته شدن هفتاد نفر و اسير شدن هفتاد نفر ديگر از كفار در « بدر » است يعنى : خدا شما را در « بدر » يارى كرد تا طرفى از كفار را ببرد ( كاروان را نصيب شما كند ) و يا آنها را با شكست و بدون نتيجه باز گرداند . دليل اين سخن آن است كه بموجب آيهء
وَ إِذْ يَعِدُكُمُ اللَّهُ إِحْدَى الطَّائِفَتَيْنِ أَنَّها لَكُمْ
انفال / 7 خدا از اول وعده داده بود يا كاروان را مىگيرند و يا قريش را شكست مىدهند و رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرموده بود : خداوند يكى از دو چيز را به من وعده داده است « اما العير او النفير » يا كاروان يا لشگريان ، النهايه وعدهء دومى عملى شد ، كاروان از دست مسلمانان خارج شد ولى كفار را شكست دادند . 128 -
لَيْسَ لَكَ مِنَ الْأَمْرِ شَيْءٌ أَوْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ أَوْ يُعَذِّبَهُمْ فَإِنَّهُمْ ظالِمُونَ
جملهء
لَيْسَ لَكَ مِنَ الْأَمْرِ شَيْءٌ
در جاى اين آيه است
فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَ لكِنَّ اللَّهَ قَتَلَهُمْ وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى
انفال / 17 يعنى شما آنها را نكشتيد بلكه خدا آنها را كشت و آن گاه كه سنگريزه بسوى آنها انداختى تو نيانداختى بلكه خدا انداخت ذكر « ليس لك » ظاهرا براى آن است كه قطع و كبت را از خدا بدانند و مدح و ذمى متوجه آن حضرت نشود ، « او يتوب » عطف است بر « ليقطع » يعنى يا خدا بر آنها بر گردد يا عذابشان كند كه ظالمند ، بنظرم مراد از توبهء خدا آن بود كه رسول خدا اسيران را نكشت بلكه با اخذ غرامت آزاد كرد و مصداق « يعذبهم » آن بود كه اسيران را بكشد ولى شق اول ( غرامت گرفتن ) بوقوع پيوست و آنها را نكشت ( مگر بعضى را ) خلاصهء دو آيه آن است كه : از قطع