تفشلا : فشل ( بر وزن جبل ) به معنى ترس و ضعف است ، مراد از آن در اينجا ظاهرا ضعف در تصميم و برگشتن از تصميم است ( قاموس قرآن ) .
يتوكل : وكل ( بر وزن عقل ) : واگذار كردن . توكل بر خدا : واگذار كردن كار به خداست .
بدر : بدر دهى است در جنوب غربى مدينه به فاصلهء 156 كيلومترى كه جنگ تاريخى و سرنوشت ساز اسلام با كفار مكه در كنار آن واقع گرديد و مشركين شكست خوردند .
اذله : جمع ذليل . مراد از آن در اينجا ظاهرا كمى افراد و بىساز و برگ بودن است .
يمددكم : مد در اصل به معنى زيادت و مراد از آن در اينجا يارى است كه سبب زيادت نيرو مىباشد .
فورهم : فور به معنى جوشيدن ديك و فوران آتش و نظير آن است مراد از آن در اينجا عجله و سرعت و با هيجان است .
مسومين : به صيغهء فاعل يعنى به خود علامت بسته . و خود را علامتدار كرده . اين كلمه از مادهء سوم به معنى علامت است .
بشرى : بشارت و بشرى به معنى خبر مسرت بخش است .
طرف : گوشه . ناحيه . طرف شىء گوشه و جانب آن را گويند .
يكبتهم : كبت : خوارى . « كبت اللَّه العدو » يعنى خدا دشمن را خوار كرد .
خائبين : خيبه : نااميدى و خسران و محروم شدن است . خائبين : نوميدان و محرومان .
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 176
مساهمون: على اكبر قرشى بنابى
ص١٧٦