منظور ظاهرا همانهاست كه در اثر ظلم بر بنى اسرائيل حرام شده بودند .
94 -
فَمَنِ افْتَرى عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ مِنْ بَعْدِ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ
تهديد است بر اينكه : پس از واضح شدن مطلب هر كه بر خدا دروغ بندد و بگويد : اين محرمات از اول حرام بوده ، او از ستمكاران و مورد عقوبت خداست .
95 -
قُلْ صَدَقَ اللَّهُ فَاتَّبِعُوا مِلَّةَ إِبْراهِيمَ حَنِيفاً وَ ما كانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ
حالا كه معلوم شد : اينها بوسيله ظلم بر بنى اسرائيل حرام شده ، پس در شريعت ابراهيم حلال بوده ، تابع دين ابراهيم باشيد كه پيامبر اسلام بيان مىكند ، شايد مراد از
حَنِيفاً . . .
آن باشد كه ابراهيم مثل شما چيزى جعل نمىكرد و هر چه مىگفت از خدا مىگفت .
نكتهها
مِلْءُ الْأَرْضِ ذَهَباً
:
اگر در مثلهاى قرآن مجيد دقت كنيم مىبينيم همهء آنها واقعى و قابل پياده شدن در خارج هستند ، مگر چند مثل كه فرضى بود و قابل پياده شدن نيستند يكى از آنها اين مثل است زيرا نه اين اندازه طلا خواهد بود و نه آنها قدرت پرداخت خواهند داشت . مثلا در مثنوى حكايت دارد كه تاجرى به هندوستان ميرفت ، به خانوادهاش گفت : براى شما چه سوغاتى بياورم ، هر يك چيزى گفتند ، طوطيى كه در قفس بود گفت : سلام مرا بطوطيان هند برسان ، تاجر پس از برگشتن گفت : سلام تو را رساندم ، آنها پس از شنيدن سلام ، خود را به زمين زده و مردند ، آن طوطى نيز خود را به زمين زد و مرد ، تاجر لاشهء او را با حسرت بدور انداخت ، طوطى پرواز كرد و رفت ، تاجر دانست كه اين امر حيلهاى بوده براى خلاص شدن طوطى ، اين مثل جايش فقط در عالم خيال است و گرنه در خارج قابل پياده شدن نيست ولى