تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
سپس ميفرمايد : 67 -
ما كانَ إِبْراهِيمُ يَهُودِيًّا وَ لا نَصْرانِيًّا وَ لكِنْ كانَ حَنِيفاً مُسْلِماً وَ ما كانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ
. واقع امر آنست كه ابراهيم نه يهودى بود و نه نصرانى ، بلكه او انسانى موحّد و يكتا پرست و بدستورهاى خدايى تسليم بود و از مشركان كه غير خدا را عبادت ميكنند و جز او اربابانى دارند ، نبود ، « 1 » اينكه قرآن ميگويد : ابراهيم يهودى و نصرانى نبود بدان علّت است كه يهوديّت و نصرانيّت توأم با شرك و خرافات است چنان كه ذيل آيهء 135 سورهء بقره توضيح داده شده است . 68 -
إِنَّ أَوْلَى النَّاسِ بِإِبْراهِيمَ لَلَّذِينَ اتَّبَعُوهُ وَ هذَا النَّبِيُّ وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ اللَّهُ وَلِيُّ الْمُؤْمِنِينَ
مراد از
لَلَّذِينَ اتَّبَعُوهُ
كسانى است كه پيش از اسلام در دين ابراهيم بودند اعمّ از پيامبران گذشته و مؤمنان واقعى . يعنى يهود و نصارى در دين ابراهيم نيستند بلكه نزديكترين مردمان به او ، و دين او پيروان واقعى وى و پيامبر اسلام و پيروان او هستند . ظاهرا جدا كردن رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله از
لَلَّذِينَ اتَّبَعُوهُ
به جهت احترام و عظمت آن حضرت است . جملهء
وَ اللَّهُ وَلِيُّ الْمُؤْمِنِينَ
روشن مىكند كه خدا نيز با اين گروه است نه با يهود و نصارى كه دين ابراهيم را خلط كرده‌اند ، الف و لام « المؤمنين » براى عهد است يعنى : خدا دوست يا سرپرست اين مؤمنان است . 69 -
وَدَّتْ طائِفَةٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ لَوْ يُضِلُّونَكُمْ وَ ما يُضِلُّونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ وَ ما يَشْعُرُونَ
هشدار است بمسلمين كه كفّار در كمين آنها هستند و ميخواهند گمراهشان كنند ، ولى آنها ندانسته خودشان را گمراه ميكنند ، زيرا آنكه بفكر گمراه
هامش
( 1 ) در اين آيهحَنِيفاً مُسْلِماًدر جاىأَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَووَ ما كانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَدر جاىوَ لا يَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباًدر آيهء اول است .